بحثى ديگر
در برخى از آيات و اخبار وسعت يا محدوديّت روزى و معيشت مردمان ، به خداوند و تقدير او نسبت داده شده است . اين درست است ، ليكن اثبات نمىكند كه دين اسلام حضور و استمرار فقر را در ميان توده ها ( با صورتهاى گوناگون و زيانهاى فراوان دنيوى و اخروى آن ) پذيرفته است ، و به نبردهاى گسترده با آن برنخاسته است - چنان كه پيشتر هم بدان اشاره كرديم .
خداوند متعال ، در جريان « تكوين » ( آفرينش و تقدير ) ، به مقتضاى رحمت و حكمت ، براى هر فردى از افراد انسان و جانور روزى و معاش معيّنى قرار داده است ، چنان كه از آن در آيات قرآنى و احاديثى فراوان سخن رفته است ؛ و در جريان « تشريع » ( مقرّرات دينى ) ، به مقتضاى محبّت و عدالت ، به اجراى قسط و عدل و احسان ، و پرداخت دو گونه « زكات » « 1 » ، و سير كردن گرسنگان و بىنياز كردن تيره بختان فرمان داده است ، و - به زبان اولياى خود « 2 » - كسى را كه سير بخوابد در حالى كه همسايهء او گرسنه باشد بىايمان شمرده است ، و سخنان بسيار ديگرى از اين گونه ، حتى نكوهيدن كسانى كه از عاريه دادن ظرف و وسايل خانه دريغ دارند .
خداوند - بزرگا نامهاى او ، و فراگيرا نعمتهاى او - روزى رسان همه است ، و معيشتها را ميان مردمان تقسيم كرده ، و روزى برخى كسان را به دست برخى ديگر قرار داده است ؛ و به مقتضاى « حكمت » ( معيار دقيق و مستحكم آفرينش و تقدير ) ، روزى برخى را كمتر داده است و روزى برخى ديگر را بيشتر ، ليكن - با استناد به موازين اسلامى ، و عمل بر طبق رضاى خدا و رسول « ص » - نبايد كار تفاوت معيشتها به دو حدّ « تكاثر » و « فقر » و « اتراف » و « مسكنت » برسد ، مگر در نتيجهء تعدّى تعدّيگران ؛ زيرا كه تكاثر و فقر تحميلى خلاف عدالت است . و پروردگار ما حكيم
هامش
« 1 » . فصل 40 و فصل 41 ، از باب 12 ( جلد ششم ) .
« 2 » . در « حديث قدسى » نيز اين مطلب آمده است . فصل 37 ، از اين باب ( شركت داشتن بينوايان در دارايى و امكانات توانگران ) ، ( جلد چهارم / 546 - 561 ) .