خودش و خواه از ديگرى ( و با وساطت ) - و چنين نكند ، ( 1 ) خدا در روز قيامت او را با چهرهء سياه و چشمان برگشته و دستهاى به گردن آويخته بر مىانگيزد و گفته مىشود كه : اين است آن خائنى كه به خدا و رسول خدا خيانت كرده است ؛ آنگاه فرمان مىرسد تا او را در آتش افكنند . 6
الإمام الصّادق « ع » : يا يونس ! من حبس حقّ المؤمن أقامه الله عزّ و جلّ يوم القيامة خمس مائة عام على رجليه ، حتّى يسيل عرقه أو دمه ، و ينادي مناد من عند الله : هذا الظَّالم الَّذي حبس عن الله حقّه ؛ قال : فيوبّخ أربعين يوما ثمّ يؤمر به إلى النّار . « 1 »
( 2 ) امام صادق « ع » : اى يونس ! هر كس حقّ مؤمنى را حبس كند ، خدا عزّ و جلّ پانصد سال او را بر سر دو پا ايستاده نگاه مىدارد ، تا عرق ( يا خون ) او به راه افتد ، و ندا دهنده اى از جانب خدا ندا مىدهد كه : اين است آن ظالمى كه حقّ خدا ( سهم بندگان خدا از اموال خويش ) را نداده است ، سپس او را چهل روز همينسان توبيخ مىكنند ، آنگاه فرمان مىرسد تا او را در آتش افكنند . خدايا ! ما را به انجام دادن آنچه پسنديدهء خود تو است توفيق عنايت فرما ، و به رحمت واسعهء خويش ، از آتش دوزخ دور دار .
ترجمهء بخش پنجم از كتاب « الحياة » پايان گرفت ، و به دنبال آن ، ان شاء الله تعالى ، ترجمهء بخش ششم خواهد آمد ، و از فصل بيست و يكم ( از « باب دوازدهم » ) ، آغاز مىگردد .
هامش
« 1 » . « اصول كافى » 2 / 367 .