قلَّه ها ، يا جايى از جاهاى زمين بيش از جاهاى ديگر جمع شود ( و اين چگونگى بنا بر سببها و اقتضاهايى است ) ، مقدار اضافى در آنجا باقى نمىماند ، بلكه استخراج مىشود و به جاهاى ديگر مىرسد ، يا خود به - خود چنين كيفيّتى اتّفاق مىافتد ، اموال و امكانات معيشتى نيز هر گاه در نزد گروههايى يا اشخاصى انباشته شود ( كه آن نيز اسبابى براى خود دارد ) ، لازم است كه از دست ايشان خارج شود و به ديگرانى كه به آنها نياز دارند برسد « 1 » ، چرا ؟
( 1 ) - براى اجراى ارادهء خداوند سبحان و فرمان او ؛ و ( 2 ) - براى بر پا نگاه داشتن نظام عالم ( كه امام على « ع » در بارهء آن مىگويد :
« بتقدير أقسام الله للعباد ، قام وزن الأمور للعالم . . . « 2 »
( 1 ) با تقدير قسمتهاى الهى براى بندگان ، توازن امور در عالم تحقّق مىيابد . . . » ) ؛ و ( 3 ) - براى رسيدن روزى نانخوران و بندگان خدا به ايشان ، و رسانيدن حقّ « شركاء » به آنان ؛ و ( 4 ) - براى نگاهدارى دين خدا و احكام او ؛ و ( 5 ) - براى تحقّق يافتن برادرى قرآنى در واقعيّت عينى ؛ و ( 6 ) - براى جريان يافتن امور به مقتضاى عدالت ؛ و ( 7 ) - براى استقرار شالوده هاى قسط ؛ و ( 8 ) - براى ثابت ماندن حالت « قوامى » مال كه خداوند براى آن قرار داده است ؛ ( 9 ) - براى استوار گشتن پيوندهاى انسانى ؛ و ( 10 ) - براى پاسدارى عزّت امّت اسلامى ( * ( وَلِلَّه الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِه وَلِلْمُؤْمِنِينَ ) * . . . ( 2 ) عزّت از آن خدا است و رسول خدا و مؤمنان . . . ) ، و فقر ذلَّت است .
هامش
« 1 » . و شايد همين امر ، منشأ « اصلى » ( قانونى ) باشد كه در احاديث بدين گونه بيان شده است :
« إنّ اللَّه أشرك الفقراء في أموال الأغنياء
خداوند فقيران را در اموال توانگران شريك ساخته است » . فصل 37 ، از اين باب ( جلد چهارم / 546 - 561 ) .
« 2 » . « غرر الحكم » / 147 .