هزينه گذارى در هر گونه كار نيكى بكوشند . در اين صورت - بطبع - مال در دست گروهى جمع نمىشود و از ماهيّت اعتدالى و « قوام » بودن بيرون نمىرود .
3 - مالى كه مالك شدن آن بتواند با آخرتى صالح جمع شود ، ناگزير بايد مشروع و حلال باشد ؛ و چنان كه در تعاليم ديديم ، چنين مالى نمىتواند به صورتى فراوان و انباشته وجود پيدا كند .
4 - امامى كه در دستورات خود - با تعبيرهاى گوناگون و فراوان - بر اين موضوع تأكيد مىكند كه « دنيا و آخرت دو هووى يك ديگرند » ، چگونه ممكن است بگويد كه « گاه خدا آن هر دو را براى اقوامى با يك ديگر جمع مىكند » ؟ مگر اينكه صورت خاصّى از اين جمع شدن در نظر باشد ، كه بنا بر آن ، « زندگى كنونى اين دنيا » و آنچه در آن است ، وسيله اى براى طلب « زندگى آيندهء دنياى ديگر » و آنچه در آن است قرار گيرد . و اين چگونگى - بنا بر تعاليم - امكان ندارد مگر در صورتى كه ثروت ثروتى غير تكاثرى و غير اترافى باشد ، و زيادى مال به مصارف خير برسد ، نه اينكه روى هم انباشته شود ، و در راه مقاصد سرمايه دارى و بهره كشانه به كار رود ؛ نيز آنچه ثروتمندان مىبخشند ، وسيله اى براى حفظ درآمدهاى سرشار و مكيدن خون مردم و گشودن راههاى تازه براى دست يافتن به درآمدهاى تصاعدى ايشان نباشد .
5 - ظاهر اين است كه واژهء « قد » در حديث مذكور ، معنى « تقليل گاهى » داشته باشد ، پس منحصر به مواردى از ثروتمندى خواهد بود ، كه با مقياسهاى شرعى در مالكيّت و مصرف كاملا منطبق باشد ؛ بدين گونه در اين سخن هيچ دستاويزى براى دارندگان ثروتهاى تكاثرى وجود نخواهد داشت ، چه مقصود از مالى كه گاه خداوند آن را براى اقوامى ، با « عمل صالح » جمع مىكند ، جز مالى نيست كه آن نيز « عملى صالح » باشد ، چه از لحاظ به تملَّك درآمدن و چه از لحاظ مصرف
الحياة ( فارسي ) — صفحة 59
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٥٩