به دست آوريد ، روزى حرام خوردهايد » . آغاز روايت مىتواند تفسيرى باشد براى « راههاى صحيح و حلال » ، از جمله اينكه كسب و كار و مال درآوردن بايد با ميانه روى همراه باشد .
( 7 ) - احاديثى كه - با اسلوبهاى گوناگون - مردمان را از گنجورى و مال اندوزى تكاثرى و بخلورزيدن و انفاق نكردن باز مىدارند ، كه شمّه اى از آنها گذشت . « 1 » - احاديثى كه با تأكيد ، به محدود كردن سود در معاملات ( بلكه حذف سود ، و بركت جستن از نفس دادوستد ) ، فرا مىخوانند ، از جمله حديث شمارهء « 17 » تا شمارهء « 21 » ، كه در همين فصل گذشت .
( 9 ) - احاديثى كه بر لزوم رضايت دو طرف در معاملات تأكيد دارند ، چنان كه اين موضوع در « قرآن كريم » نيز آمده است . و معلوم است كه تحقّق « تراضى » ( رضايت طبيعى دو طرف معامله ) ، متوقّف است بر رضايت هر دو طرف معامله ، از جمله خريدار .
و رضايت واقعى خريدار ، با گرفتن سودى سنگين ، يا فروختن كالا به قيمتى بالا ، يا در معاملات اجبارى و اضطرارى ، حاصل نمىشود . و بسيار اتفاق مىافتد كه خريدار به سبب ناگزير بودن به خريد جنسى كه به آن نياز دارد ، كالا را با بهايى گران و سودى زياد و تحميلى مىخرد ؛ و اين چگونگى هيچ گاه مصداق « تراضى » نيست ، بلكه از موارد معاملات اضطرارى است ، خواه اين اضطرار آشكار باشد يا نه . در پرتو اين نگرش روشن مىشود كه خود قيد « تراضى » ( رضايت هر دو طرف ) كه در قرآن آمده است ، ربح را محدود به حدودى مىسازد ، و مخالف با گرانفروشى و نرخگذارى آزاد است .
هامش
« 1 » . به فصلهاى مناسب گذشته رجوع شود ، از جمله ، فصل 2 ، از باب 11 ( جلد سوم / 122 به بعد ) ، و فصل 7 ( جلد سوم / 326 به بعد ) ، و فصل 25 ( جلد چهارم / 212 به بعد ) .