( 1 ) - مستكبر ، متكاثر ( سرمايه دار ) .
( 2 ) - مستضعف ، فقير ( طبقات زحمتكش و كم درآمد ، يا بىدرآمد ) .
اين تقسيمبندى اختصاص دارد به نظامهاى تكاثرى و سرمايه دارى .
2 - « طبقات حرفه اى » ( صنفى ) ، كه در آن مردم به اصناف و گروههايى تقسيم مىشوند . و اين تقسيم وابسته به اختلاف شغل و حرفه و نوع كارى است كه شخص به آن مىپردازد . تقسيم جامعه ها به طبقات مختلف به معنى اخير ، بر سه اصل استوار است :
( 1 ) - اختلاف موهبتها و استعدادهاى مردم و حرفه هاى گوناگونى كه براى خود انتخاب مىكنند و توان پرداختن به آن را دارند ، كه اين خود موجب تنوّع حرفه ها و شغلهايى مىشود كه مردمان طبيعتا به آنها اشتغال مىورزند .
( 2 ) - نيازها و نيازمنديهاى ضرورى و گوناگون ، زيرا كه جامعهء بشرى به حرفه ها و پيشه ها و صنايع متفاوتى نيازمند است كه امر اجتماع بدون آنها نمىگذرد ، و جز با وجود آنها زندگى سامان نمىيابد .
( 3 ) - رعايت اصل « تقارب » و نزديكى در مصرف معيشتى براى همهء صاحبان حرفه ها و شغلهاى مختلف و خانواده هاى ايشان ، بدون آنكه مقياس ، شغل و حرفه و مقدار درآمدهاى ايشان باشد .
1 - معنى « طبقات » ، در منظور اسلامى
واقعيّتى كه به آن اشاره كرديم ، يعنى تقسيم شدن اجتماع به طبقات بر حسب شغلها و حرفه ها ، مفهوم درست طبقاتى بودن اجتماع است . و مقصود امام على « ع » در « عهدنامهء اشترى » نيز همين است :
« و اعلم ! أنّ الرّعيّة طبقات ، لا يصلح بعضها إلَّا ببعض ، و لا غنى ببعضها عن