ممّا لا يبلغه رفق غيرهم
( 1 ) و زندگى آن صنفها سامان نمىيابد جز با بازرگانان و كاسبان و صنعتگران كه با همكارى هم وسايل مورد نياز مردم را فراهم مىسازند ، و بازارها را داير مىكنند ، و ساير مردم را از رفتن به دنبال وسايل و ارزاق بىنياز مىدارند ، و كارهايى كه از ديگران ساخته نيست انجام مىدهند » . اين تعبير در سخنان آن حضرت :
« لا قوام لهم
زندگى آن صنفها سامان نمىيابد جز با . . . » ، اصل نيازمندى صنفهاى مختلف اجتماع و صاحب حرفه ها را به يك ديگر مورد تأكيد قرار مىدهد - كه به آن اشاره كرديم - و تعبير «
إلَّا بالتّجّار و ذوي الصّناعات
( 2 ) بازرگان و كاسبان و صنعتگران » ، بيانگر نياز شديد اجتماع است - از هر فرد و هر صنف - به سه جريان « توليد » و « تجارت » و « توزيع » . و اين واقعيّت بر اهميّت دو امر تأكيد مىكند :
( 1 ) - اصالت اقتصاد و اهميّت آن . « 1 » - ضرورت تأسيس يك نظام اقتصادى سالم .
و نظام اقتصادى سالم - در دو مرحلهء توليد و توزيع - نظامى است كه در جهت قوامگيرى و سامانيابى زندگى اقتصادى جامعه كار مىكند ، نه براى از بين بردن قوام زندگى و برانداختن سامان حيات اقتصادى اجتماع . پس از همهء اينها ، امام على « ع » به ناتوانان و عاجزان اجتماع اشاره مىكند : «
ثمّ الطَّبقة السّفلى من أهل الحاجة و المسكنة ، الَّذين يحقّ رفدهم و معونتهم
سپس طبقهء پايين جامعه قرار دارد ، يعنى نيازمند و مسكينان ، كه حتما بايد رسيدگى شوند و مورد كمك قرار گيرند » .
و مقصود از اين طبقه طبقه اى پر شماره و مستضعف و محروم و محكوم نيست كه نظامهاى اقتصادى و اجتماعى نادرست آنها را به وجود مىآورند ، و با تكاثر و مكيدن خون افراد فقر و محرمان را بر محرومان تحميل مىكنند ، چه اسلام چنين طبقه اى را نمىشناسد و در « جامعهء قرآنى »
هامش
« 1 » . فصل 44 ، از اين باب ( در همين جلد / 116 - 137 ) .