مساكينى كه در آن وجود دارند ، نه واقعيّت مطلوب اسلامى . اين را همواره در نظر داشته باشيد . و از همين ديدگاه است كه امام على « ع » ، « حكومت اسلامى صحيح » را به اين گونه توصيف مىكند كه در آن فقير و عيالوارى بىخرجى بهم نمىرسد ؛ « 1 » كه در چند جا به آن نيز اشاره كردهايم .
( 2 ) - آنچه در سخن امام كاظم « ع » به اين صورت آمده است :
« لا يعدل إلَّا من يحسن العدل
( 1 ) تنها آن كس عدالت مىكند كه عدل را نيكو بداند » ، اشاره است به وضعيّت متصدّيان اجراى عدالت اجتماعى و چگونگى شناخت آنان نسبت به عدل ، و برخوردشان با عدالت و اندازهء قاطعيّت ايشان در تحقّق بخشى به آن ، زيرا كه اينها همه از عوامل بنيادين اجراى عدالت است در زندگى مردم و سرشار شدن زندگيها از عدالت .
آرى ، آن كس به عدالت رفتار مىكند كه آن را خوب بشناسد و قاطعانه اجرا كند و به آن - بدون تزلزل و انحراف و سازشكارى و طمعورزى - پايبند باشد .
تذييلى مهم
معنى « طبقات » به ملاك تعاليم اسلامى ، و در نظامهاى تكاثرى و سرمايه دارى معنى زندگى طبقاتى ، در اجتماع انسانى سالم ، و در اجتماع تكاثرى و سرمايه دارى ، با يك ديگر متفاوت است . بطور كلَّى در اجتماعات بشرى دو گونه « طبقات » وجود دارد .
1 - « طبقات اقتصادى » ، كه در آن مردمان به طبقه هايى تقسيم مىشوند ، و اين تقسيمبندى بر مبناى داشتن و نداشتن ، و بر حسب مقدار مالكيّت است . بنا بر اين ملاك و اصطلاح ، مردمان به دو طبقه تقسيم مىشوند :
هامش
« 1 » . « كافى » 8 / 32 ؛ « مستدرك نهج البلاغه » / 31 .