باشد ؟ . . . نيز تعاليمى را كه در بارهء طرد تكاثر ، در فصلهاى ويژهء آن ( از فصل هشتم تا فصل بيست و دوم ، از اين باب ) ، « 1 » و تعاليمى كه در بارهء طرد فقر در فصلهاى ويژهء آن ( از فصل سىام تا فصل سى و نهم ، از اين باب ) ، « 2 » آوردهايم در نظر بگيريد !
آگاهى
بر پژوهشيان بيدار واجب است كه دو اصل مهمى را كه در حديث منقول از امام موساى كاظم « ع » آمده است ( حديث 2 ) فراموش نكنند ، يعنى :
( 1 ) - تضادّ عدل با فقر ، در آنجا كه مىفرمايد : « اگر در ميان مردم عدالت به كار گرفته شود ، بىنياز خواهند شد » . و به اين مطلب پيش از اين نيز اشاره كرديم .
( 2 ) - پيوستگى تحقّق عدالت با درك درست و اجراى قاطع آن ، در آنجا كه مىفرمايد : « تنها كسى مىتواند عدالت را اجرا كند كه عدل را به خوبى درك و اجرا كند » .
دو توضيح
( 1 ) - در شمارى از آيات و احاديث ، دو كلمهء « الفقراء » و « المساكين » آمده است ؛ و بسا هست كه اين خود براى بعضى اين گمان را پيش مىآورد كه حضور فقر و مسكنت در جامعهء اسلامى از نظر اسلام پذيرفته است ، در صورتى كه چنين نيست - چنان كه بيشتر اشاره كرديم - زيرا كه اين كلمات و امثال آنها براى بيان واقعيّت موجود است با فقرا و
هامش
« 1 » . ( از فصل 8 تا فصل 15 ، در جلد سوّم ، و از فصل 16 تا 22 ، در جلد چهارم ) .
« 2 » . ( جلد چهارم ) .