تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
، اين آيهء آسمانى ، از تبعيض در اعتقاد و عمل ( زيرا كه ايمان مذكور در اين آيه شامل عمل نيز مىشود ) نكوهش كرده ، و پاداش آن را خوارى و رسوايى در زندگى دنيا و سخترين عذاب در جهان ديگر دانسته است . « 1 » چرا ؟ چون كه اين تبعيض ، يعنى ايمان داشتن به بخشى از كتاب ( قرآن ) و دين و شريعت و احكام و عمل كردن به آن بخش ، و نپذيرفتن بخشى ديگر و عمل نكردن به آن بخش ، برابر است با كفرورزيدن به همه ( چنان كه در « سورهء نساء » به اين مطلب تصريح شده است ) ، « 2 » بخصوص اگر اين بخش بخشى عمده و اساسى باشد . و در جامعهء اسلامى مدّعى پيروى از قرآن ، كدام چيز - پس از توحيد و نماز و امامت - مهمتر است و داراى اهميّتى اساسىتر است از زندگى كردن مردم بر شالودهء « قسط » ، و از ادارهء جامعه بر پايهء « عدل » ، كدام چيز ؟ آرى ، تعاليم اسلامى - از قرآنى و حديثى - آشكارا و به صورتى قاطع ، ما را به آن ارشاد مىكنند كه « توحيد راستين » و « نماز درست » ، جز با اقامهء قسط تحقّق پيدا نمىكند ، زيرا رسيده است كه آن كس كه با شكم سير بخوابد در حالى كه همسايه اش گرسنه باشد ، به خدا و به محمد « ص » ايمان نياورده است ، « 3 » و نماز آن كس كه حقوق مال خود را نداده باشد ، نماز نيست . « 4 »

سياست دينى ( نه دنيايى ! )

بايد توجّه دقيق داشت كه كسانى كه بخشهايى از دين ( مثلا : حرمت
هامش
« 1 » . آيهء بالا در بارهء يهود نازل شده است ، ليكن مراد عام است . « 2 » . آيهء 150 و آيهء 151 ، از اين سوره مباركه ، ملاحظه شود . مضمون آيهء 151 چنين است : « اينان كه به بخشى از حقايق دينى و الهى ايمان مىآورند و به بخشى ديگر كفر مىورزند و آن را نمىپذيرند ، حقّا كافرند و بىايمان ( حتى به همان بخشى كه پذيرفته‌اند ، زيرا ايمان دستكارى شده و تجزيه گشته ايمان نيست ) » . « 3 » . فصل 46 ، حديث « 11 » ، حديث « 12 » و حديث « 13 » ، ( ص 161 ) . « 4 » . فصل 40 ، از باب 12 ، بند « ط » ( جلد ششم ) .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 287 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام