« عدالت » نيز مانند تأكيد بر « عبادت » مطرح باشد ؟ چرا نبايد « امر به معروف » و « نهى از منكر » ، دامنه اش اقتصاد و قضاوت را نيز بگيرد ، و در بازارها و فرصتهاى اقتصادى و معاملات خارجى و روابط و مسائل مالى جامعه ( دولتى و خصوصى هر دو ) حضور داشته باشد ؟ در صورتى كه اينجاها كه ياد شد ، مركز اصلى امر به معروف و نهى از منكر است ، آرى :
- هم نماز ، هم عدالت
( العدل حياة الأحكام )
. . . « 1 » - هم اذان ، هم صلابت ( در برابر طاغوتان اقتصادى ) . . .
- هم حفظ مسجد ، هم نظم بازار ( پديدآوردن بازار بواقع اسلامى ) ، - هم اخلاق اسلامى ، هم اقتصاد اسلامى . . .
- هم پايدارى اعتقادى ، هم قسط قرآنى . . .
- هم اقامهء شعائر ، و هم احقاق حقوق . . .
مگر يكى از مهمترين و بنيادىترين شعارهاى پيامبران « ع » اين نبوده است كه : « . . . * ( اعْبُدُوا الله ) * . . . * ( فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزانَ ) * » ، « 2 » هم خدا را عبادت كنيد و هم روابط مالى و اقتصادى درستى داشته باشيد ، حقّ هر كس را به طور كامل بدهيد ، اجحاف نكنيد ، و از فرصتهاى اقتصادى و موقعيّتهاى شغلى به سود خود و كسانتان و به زيان توده ها بهره نبريد . . .
شگفتا كه امام حسين « ع » ، امر به معروف و نهى از منكر را در بارهء مظلومان و محرومان و فراموششدگان و كرامت برباد رفتگان . . . و گرفتن حقوق آنان ، و مبارزه با غاصبان اجتماعى و متجاوزان اقتصادى مطرح مىكند ، « 3 » و ما محبّان آن امام انقلاب و خورشيد عاشورا ، به اين بعدهاى مهم توجّهى نمىكنيم ، و انگارهء بلند اين دو واجب بزرگ و زندگيساز ( امر به معروف و نهى از منكر ) را در ترسيم حسينى و عاشورايى آن به دست فراموشى مىسپاريم ؟ !
هامش
« 1 » . « غرر الحكم » / 30 ، نيز فصل 46 و فصل 47 ، از باب 12 ( جلد ششم ) .
« 2 » . « سورهء اعراف » ؛ 85 .
« 3 » . همين جلد / 253 به بعد .