و پادشاه گيلان حضرت سيادت منقبت سلطنت منزلت كاركيا ميرزا على نسبت به آن حضرت در مقام خدمتكارى درآمده لوازم اعزاز و تكريم بتقديم رسانيده حضرت اعلى مدت شش سال در گيلان توقف نمودند چون دولت آق قوينلو چنان كه سابقا ايراد يافت ضعيف گشت و در ممالك ايران هرجومرج شد مردم عالم پايمال ظلم و عدوان گشتند و نهب و غارت شيوع يافت و كار عالم از نسق و نظام بيفتاد رايت نصرت - آيات شاهى بعون و عنايت الهى در اواسط محرم سنهء خمس و تسعمائه بعزم تسخير ممالك ايران در حركت آمد و در اردوى سامان و از حدود ديلمان كاركيا ميرزا را وداع كرده از گيلان بيرون آمد و قشلاق در ارجوان از مملكت استاره بلندى بگرفتند و در بهار آنجا بحدود اردبيل تشريف بردند و از آنجا به طرف آذربايجان و زنجان نهضت كردند و در آنجا مريدان و معتقدان و صوفيه قديم قريب هفتهزار كس از استاجلو و شاملو و تكلو و در ساق و روملو و ذو القدر و افشار و قاجار و صوفيه و قراجه داق و غيرهم بر درگاه سلطنت پناه آنحضرت جمعشدند و حضرت اعلى در اوايل سنهء ست و تسعمائه با غازيان ظفر پناه بدولت و اقبال ظهور فرمودند بدفع شر وانشاه متوجه مملكت شروان گشتند و شروانشاه بقتل آمد و بعد از قتل حسب الفرمان قضا جريان هدف سهام عساكر ظفر فرجام شده بجزاى اعمال و افعال بدخود رسيد .
هربد كه مىكنى تو مپندار كان بدى * ايزد فروگذارده دوران رها كند
قرضى است فعلهاى بدت پيش روزگار * در هركدامروز كه باشد ادا كند
فرخ يسار بعد از پدرش امير خليل در سنهء ثمان و ستين و ثمانمائه بسلطنت شروان رسيده بود و مدت سلطنت او سى و هفت سال و چند ماه امتداد يافت بعد از او مردم شروان در بعضى از حدود آنجا بهرام بيك بن فرخ يسار را بپادشاهى برداشتند و قريب يكسال اسم سلطنت داشت و درگذشت و بعد از وى غازى بيك بن فرخ بيك در سنهء سبع و تسعمائه بسلطنت معين شد و او نيز قريب يكسال پادشاه بود وفات يافت بعد از او شيخ شاه بن فرخ يسار در سنهء سبع و تسعمائه پادشاه شد و مدت بيست سال در سلطنت آنديار كامرانى كرد و در روز سهشنبه هيجدهم رجب سنهء ثلثين و تسعمائه وفات يافت بعد از او پسرش سلطانخليل در شروان پادشاه شد و مدت يازده سال و چند ماه سلطنت كرده و دختر حضرت اعلى پادشاه گيتىستان شاه اسمعيل بهادر خانرا در نكاح آورد و در روز