ابن محمد بن احمد اعرابى بن ابو محمد قاسم بن ابو القاسم حمزة بن الامام الهمام موسى الكاظم صلوات اللّه و سلامه عليه و آبائه الكرام حضرات آباء رفيع درجات حضرت اعلى همه صاحب ولايت و هدايت و كرامت بودهاند و هميشه عالميان از نور ارشاد و تربيت ايشان منور و مهتدى مىبودهاند و مريدان و معتقدان ايشان از ترك و تاجيك روزبروز و ماهبماه و سالبسال زياده مىگشتهاند اما ابتداى سلطنت اين طايفهء قدسيه در زمان حضرت سلطان جنيد بوده و شرح اينحال بر سبيل ايجاز و اجمال آنكه چون نوبت ارشاد به حضرت سلطان جنيد كه پدر دويم حضرت اعلى است رسيد آنحضرت داعيهء سلطنت صورى فرمودند و در تقويت دين مصطفى و ترويج مذهب حق امامى مرتضوى كوشيدند و پيوسته تحريص ارباب ارادت بغزاى كفار مىنمودند و روزبروز اسباب سلطنت آنحضرت از جمعيت اصحاب ارادت و لشكر زياده ميگشت و چون پادشاه ميرزا جهانشاه بر داعيهء ايشان اطلاع يافت بسبب توهم زوال آنحضرترا از قلمرو خود عذر خواست آنحضرت با جمعى كثير از ارباب ارادت بجانب حلب رفتند و بعد از مدتى بديار بكر تشريف بردند و اميركبير ابو النصر حسن بيك بقدم اعزاز و تعظيم استقبال ايشان نمودند و بمصاهرت با آنحضرت مفاخرت جسته خواهر اعيانى خود را مهد عاليه خديجه بيكى آغا را بنكاح آنحضرت درآوردند حضرت شاه صفدر ابو المغازى سلطان حيدر از اينخاتون متولد شد حضرت سلطان جنيد بعد از چند وقت با مردم بسيار از ديار بكر بعزم غزو كفار به طرف طرابزون بيرون رفتند و با كفار آنجا غزا كردند و از آنجا مراجعت نموده بمملكت شيروان درآمد و امير خليل كه والى شيروان بود از استيلا و استعلاى ايشان ترسيده لشكر بسيار در مقابل ايشان فرستاد و ميان فريقين جنگ عظيم دست داد و حضرت سلطان جنيد در اينجنگ بعز شهادت فايز گشت و بمقتضاى آيهء كريمهء «
وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ
» بحيات جاودانى و اصل شد بعد از ايشان حضرت سلطان حيدر بر مسند ولايت و ارشاد بجاى پدر بزرگوار برآمدند و زمرهء مريدان و معتقدان سر بر عتبهء اقبال آنحضرت دنهاند و اميركبير حسن بيك كه بعد از ميرزا جهانشاه سلطنت ايران به دو تعلق گرفته بود از وفور اخلاصى كه باينخاندان ملايك نشانداشت مجددا بمصاهرت آنحضرت كه همشيرهزادهء او بود ميل فرموده دختر خود بلقيس زمان