رسم مى خوردن چنان برداشت نهيش كاختران * نيمشب بر روى گردون سرنگون دارند طاس
و بالجمله آنحضرت بعد از پدر به حكم ولايت عهد و اتفاق جميع امراء و اعيان لشكر در روز دوشنبه نوزدهم رجب سنهء ثلثين و تسع مأه مسند پادشاهى و سرير شاهنشاهى را بفرذات همايون مشرف ساخت و هماى معدلت آنحضرت سايه سعادت بر سر جهانيان انداخت منشى لطف رحمانى منشور
« إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ »
بنام همايون او انشا فرمودند و كاتب رحمت يزدانى آيه
« وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا »
طغراى مثال پادشاهى و عنوان احكام شاهنشاهى گردانيد آثار
« ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها »
بر عالميان واضح و لايح گشت و انوار « الحمد للّه الذى فضلنا على كثير من عباده المؤمنين » بر همكنان لامع و ساطع شد اهل عالم از بشارت اين جلوس مكرم انتظام عقود خلافت و استحكام خلود سلطنت را بدعا مسئلت مينمودند و جهان در كنف امن و امان قرار گرفت و رؤس منابر و وجوه دنانير بالقاب همايون زيب و زينت پذيرفت و دبير خود بلسان حال گفت :
هواى مهر تو تن را مفيدتر ز غذا * حروف نام تو زر را شگرفتر ز عيار
روزبروز اعلام دولت در ترقى و رايات سلطنت او در تربى بوده و هميشه در جميع معارك اولياى حضرت منصور و اعداى دولت مقهور بودهاند .
هرطرف كرده رو سكندروار * بوده فتح از يمين ظفر ز يسار
داده شاهان تا جور تاجش * خان خانان كشيده تاراجش
تيغ قهرش چو در مصاف شود * زهرهء پردلان شكاف شود
مرغ تيرش چو آسمان گيرد * نخل رمحش چو بار بردارد
دست جودش چو زرفشان گردد * كيسهپرداز بحر و كان گردد
فيض خاصش ز عالم جبروت * بوده تسخير ملك تا ملكوت
تمت