آذربايجان برابر رفت و در موضع جزيره با يكديگر جنك سخت كردند چنان كه چهار هزار پياده و سواره در اينجنك كشته شدند و ميرزا ابا بكر غالب آمد ميرزا عمر منهزم شده به طرف خراسانرفت ميرزا شاهرخ او را اعزاز و احترام نموده استرآباد و مازندرانرا به دو شفقت فرمود و چون در آنجا قوت گرفت با ميرزا شاهرخ ياغيشدر در روز دوشنبه تاسع ذيقعده سنه تسع و ثمانمائه در حدود جام با او جنك كرد و شكست يافت و به طرف مرغاب گريخته مىخواست بسمرقند نزد برادر خود سلطان خليل رود زخم تيريداشت داروغگان آنحدود او را گرفته نزد ميرزا شاهرخ فرستادند ميرزا طبيب و جراح تعيين كرده حكم فرمود كه او را بهرات برند و علاج كنند چون ميرزا عمر را بنفوظ رباط آوردند وفات يافت و در بيست و پنجم ذيقعده سنه مذكوره در پهلوى فخر رازى دفن كردند
ميرزا ابا بكر بن ميرزا اميرانشاه بن امير تيمور
بعد از هزيمت برادرش ميرزا در آذربايجان بر تخت سلطنت نشست مرد متهور شجاع بود در ميان اولاد و احفاد امير تيمور بشمشير او كس نبود قرا يوسف بن قرا محمد تركمان كه در آن ايام از مصر گريخته بكنار آب فرات كه يورت اصلى ايشان بود ميرزا ابا بكر دوبار با او جنگ كرد و هردوبار مغلوب گشت و در نوبت دويم پدرش ميرزا ميرانشاه در جنگ بدست غلامى كشته گشت و اين صورت در بيست و چهارم ذيقعده سنهء عشر و ثمانمائه روى نمود بعد از اين آذربايجان از تصرف ميرزا ابا بكر بيرونرفت و قرا يوسف بر آن مستوليشد و ميرزا ابا بكر باز رفت حاكم كرمان سلطان ويس پسر امير ابدكو با او مخالفت كرد و بسيستان افتاد و از سيستان باز بكرمان معاودت نمود و با سلطان ويس جنگ كرد و كشته شد و اينواقعه در اواخر رجب تا اوايل شعبان سنهء احدى عشر و ثمانمائه دست داد .
گفتار در ذكر پادشاهان تركمان قراقوينلو و آق قوينلو - ذكر پادشاهان قراقوينلو
سلاطين ايشان بارانى بقبادرند مدت سلطنتشان شصت و سه سال اول ايشان
قرا يوسف بن تركمان محمد بن تورميش بن بهرام
خواجه تركمانست و قرا محمد از امراى سلطان احمد ايلكانى بود و دخترش در حباله سلطان احمد بوده و سردارى الوس قراقوينلو به دو تعلق داشته و جد او بهرام خواجه كه بعد از وفات سلطان ويس بر موصل