اربع و اربعين و ثمانمائه بوده وفاتش در صبح يكشنبه يازدهم جمادى الاول سنهء ست و تسعمائه ، در تاريخ وفات او گفتهاند :
آنمير بلند قدر عالى رتبت * چونكرد از اينجهان بجنت رحلت
از سال وفات و جاى او پرسيدم * دادند جواب من كه « جنتجنت »
و چون بزرگى و حشمت او دلالت بر علو همت و شأن و سمومكان سلطان حسين ميرزا داشت بنابر آن احوال او در خلال احوال ميرزا سلطانحسين در محرم سنهء اثنى و اربعين و ثمانمأه بوده در شهر هرات و چون هشت ساله شد پدرش ميرزا منصور در شهور سنه تسع و اربعين و ثمانمائه وفات يافت و نسب او از جانب مادر نيز بامير تيمور ميرسد مادر او فيروزه بيگم دختر سلطان حسين باسم جد مادرى موسوم گشته وفات فيروزه بيگم در چهاردهم محرم الحرام سنه سبع و سبعين و ثمانمائه بود سلطان حسين ميرزا در ابتداى جوانى در ماوراء النهر خدمت ميرزا سلطان ابو سعيد مينمود و بعضى ديگر از زنان در ملازمت ميرزا بابر بن ميرزا بايسنغر در خراسان بسر برده و ده تومان كبكى جهة علوفه او تعيين فرموده بودند تا در سنه احد و سبعين و ثمانمائه كه ميرزا بابر وفات يافت و خراسان بهم برآمد و ميرزا شاه محمود پسر ميرزا بابر و ميرزا ابراهيم پسر ميرزا علاء الدوله باهم درافتادند و از جانب ماوراء النهر سلطان ابو سعيد ميرزا در اينسال قصد خراسانكرده ببلخ آمد و از بلخ بهرات آمد و باز معاودت ببلخ كرد و از جانب عراق ميرزا جهانشاه در اواخر سنه مذكوره طمع در خراسان كرده بحدود استرآباد آمد ميرزا ابراهيم و ميرزا شاه محمود از او منهزم شده متفرق گشتند و از هرطرف فتنه برخواست چنان كه مكررا مذكور شده و او در مرو آغاز سركشى كرده با حسن بيك سعدلو كه ميرزا جهانشاه او را حكومت استرآباد داده بود در اوايل ذى الحجه سنه اثنى و ستين و ثمانمائه در موضع سلطان درين جنك كرد و او را بكشت و استرآباد بگرفت و چون همهء خراسان بر ميرزا ابو سعيد قرار گرفت ميرزا سلطانحسين در مدت ده سال هميشه با او ياغى بود و هروقت كه فرصت مييافت ميان الكاى او در ميآمد و هرگاه لشكر انبوه بدفع او ميفرستاد ببيابانها ميرفت و قزاق شده بود چونخبر وفات ميرزا سلطان ابو سعيد در حدود ابيورد به دو رسيد بعضى از امرا از طريق نيشابور و مشهد بهرات فرستاد و خود بمرو رفت