و ستين و سبعمأه با عظمت و شوكت تمام روى بماوراء النهر نهاد و اكثر امراى آنجا بخدمتش پيوستند پدر امير تيمور در اينسال وفات كرده بود و او دختر امير ميلاء بن امير قرغن را هم در اينسال در نكاح درآورده و سن او به بيست و پنجسال رسيده بود در اينولا به خدمت ثعلتمور خان رفت و چون آثار رشد و دولت از جبين او ظاهر بود او را در ديوان ثعلتمور خان اعزاز و اكرام كردند و ايالت ولايت كشور او و توابع كه تعلق باقوام او ميداشت بر او تفويض كردند ابتداى نشوونماى امير تيمور اينوقتست بعد از اين چون لشكر ثعلتمور خان بحبه مراجعت كردند و امير حسين بن امير ملاكه برادر زن امير تيمور بوده و نبيرهء امير قرغن بحكومت ماوراء النهر رسيد امير تيمور به حكم خويشى در زمان او ترقى كرد و امير بزرگ شد و امير تيمور و امير حسين در دولت و مكنت مدتها با هم ميبودند تا آنكه ميان او و امير حسين مخالفت شد امراى ماوراء النهر جانب امير تيمور گرفته امير حسين را در شهر بلخ بقتل رسانيدند و در روز چهارشنبهء دوازدهم سنهء سبعين و سبعمائه امير تيمور بدستور امير قرغن حاكم جميع ماوراء النهر شد و سيور غتمش خانرا از نسل جغتاى خان ميلى نصب كردند و بعد از اين پيوسته دولت و اقبال او در تزايد بود و بهر ديار كه توجه فرمود مسخر كرد و هر مصاف كه با دشمنان داشت غالب آمد و هركه با او مخالفت كرد برافتاد و در هيچ معركه شكست نخورد تا در مدت سى و شش سال كه زمان سلطنت او بود تمام ممالك ماوراء النهر و تركستان و خوارزم و خراسان و سيستان و هندوستان و عراقين و فارس و كرمان و مازندران و آذربايجان و ديار بكر و خوزستان تسخير فرمود و بسيارى از قلاع و حصار حصون بگشاد و پادشاهان اين ممالك را برانداخت و حكومت و سلطنت اين كشورها را به پسران نامدار و پسرزادگان عاليمقدار و امراى ذوى الاقتدار تفويض فرمود و در روز دوشنبهء دويم ذيقعده سنه تسع و ثمانين و سبعمائه در اصفهان بسبب خلافى كه كردند بعضى از لشكريانرا بقتل آوردند و قتل عام فرمود چنانچه هفتاد هزار كس از مقتولان بشمار درآمدند و چون توقتمش خان پادشاه دشت قبچاق كه از تربيتيافتگان او بود كفران نعمت نموده با او مخالفت ورزيد امير دو نوبت به قصد او لشكر كشيد بدشت قبچاق كه طول آن هزار فرسنك و عرض ششصد فرسنك و در هردو نوبت باقتمش خان جنك كرد و مظفر شد و چند نوبت بگرجستان و ولايت
زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 943
مساهمون: مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )
ص٩٤٣