تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 941

مساهمون:

ص٩٤١
نشست در اوايل دولت او درويش عزيزنامى از مريدان شيخ حسن جورى در مشهد مقدس خروج كرد و قلعهء طوس بگرفت پهلوان حسن متوجه طوس شد و چند خروار ابريشم به دو داده او را از خراسان عذر خواسته بجانب عراق فرستاد و در آخر عهد با ششهزار سوار بجنگ امير ولى كه بعد از طغاتمر خان در استراباد تمكن يافته بود رفت و منهزم شد و در غيبت او خواجه على مؤيد بمخالفت او پيوست و با هزار سوار بسبزوار آمد و جمعى كه با پهلوان حسن همراه بودند اهل و عيال ايشان در سبزوار بود از خوف خواجه على مؤيد و ملاحظهء اهل و عيال سر پهلوان حسن را بريده نزد خواجه على مؤيد فرستادند مدت حكومت پهلوان حسن چهارده سال و چهار ماه بود خواجه على مؤيد بعد از قتل پهلوان حسن حكومت به دو قرار گرفت و او درويش عزيز را از عراق طلب كرده نزد خود آورده بود و كارها بمشورت او ميكرده و در آخر از او متوهم شده تغيير اعتقاد كرد درويش از نيشابور متوجه عراق شد و خواجه على دو هزار كس از عقب فرستاد تا درويش عزيز را با هفتاد كس از مريدان بر سر چاهيكه منزل ساخته بودند بقتل رسانيدند و فرمود تا مقبرهء شيخ خليفه و شيخ حسن جورى را خرابساخته مزبلهء اهل بازار ساختند و حكم كرد تا مردم بدان هردو شيخ لعنت كردند و خواجه على مؤيد از شيعهء اهل بيت بود و از مسكرات اجتناب ميكرد و در تعظيم علما باقصى الغايت ميكوشيد و هر بامداد و شام بانتظار ظهور صاحب الزمان اسب ميكشيد كرم او را نهايت نبود و پيوسته در زير قبا جوشن ميپوشيد ميان او و امراى جانى قربانى محاربات رفت و چون پادشاه صاحبقران امير تيمور گوركان در سنهء اثنين و ثمانين و سبعمائه بخراسان آمد خواجه على مؤيد بخدمتش پيوست و ملازم شد مملكتى كه در تصرف او بود به دو شفقت فرمود و خواجه على در سفرها ملازم او ميبودند تا در سنهء ثمان و ثمانين و سبعمائه وفات يافت و آفتاب دولت سربداران غارب گرديد و در تاريخ وفات خواجه على مؤيد گفته‌اند .
بر دال محمد چه نهى يك نقطه * تاريخ وفات نجم دين خواجه عليست

گفتار در ذكر امير تيموريان

اول ايشان پادشاه صاحبقران امير قطب الدين تيمور گوركانى است و او پادشاهى عظيم الشأن و خسروى صاحبقران اقبال رفيع مكان بوده اكابر مورخان او را در كشورگشائى و جهانگيرى و صولت و