شجاعت و دليرى نظير اسكندر ذو القرنين و چنگيز خان گفتهاند و در بيان حالات و رقايع او مجلدات ساختهاند ظفرنامه كه بتاريخ تيمورى مشهور است از مصنفات جناب افصح المورخين مولانا شرف الدين يزدى از آن جمله است .
امير تيمور بن امير طرغاى بن امير بركل بن البكر بهادر بن انجل تويان
قرابيار تويان بن سوغر حنجن بن ابردمجى برلاس بن قاليجر بهادر بن تومنه خان بن باينقر خان بن فايد و خان بن دوتومتن بن بوقاقا آن بن يوزنجر خان و نسب او و نسب چنگيز خان در تومنه خان كه پدر چهارم چنگيز خانست و پدر نهم اوست بهم ميرسد و آبا و اجداد امير تيمور نزد خانان چنگيزى هميشه صاحب حشمت و حكومت بودهاند و امير قراچار تويان كه پدر پنجم اوست در زمان سلطنت جغتاى بن چنگيز خان منصب امير الامرائى و ضبط و نسق لشكر و رعيت به دو مفوض بوده و وفات او در سنهء اثنى و خمسين و سبعمائه وقوع يافته و هشتاد و نه سال عمر يافته امير تيمور در شب بيست و پنجم شعبان سنهء ثلاث و ثلاثين و سبعمائه در ظاهر خطهكش از بلاد ماوراء النهر بوجود آمد و در آن وقت قران سلطانخان از نسل جغتاى خان پادشاه ماوراء النهر بود و بسبب ظلم و ستم امير قرغن كه يكى از امراى عاقل پسنديده اخلاق بود بر او خروج كرد و در سنهء سبع و اربعين و سبعمائه او را از ميان برداشت و دولت خان چنگيزى ضعيف شد و مغلوب امرا گشتند و بعزل و نصب ايشان معزول و منصوب گشتند و امير قرغن دانشمند چه اغلانرا بخانى نصب كرد و بعد از دو سال او را شولغار كرده بيان قلى اغلانرا از نسل جغتاى خان نصب كرد و مملكت ماوراء النهر بين مملكت امير قرغن معمور و آبادان گشت و دوازده سال و كسرى حكومتكرد در سنهء تسع و خمسين و سبعمائه در شكارگاه به قصد يكى از نزديكان خود بعز شهادت رسيد بعد از آن پسرش مير عبد اللّه يكسال حاكم بود بيان قليخانرا بسبب غرض فاسدى كه باحرم او داشت بقتل آورد و غورشاه اغلانرا بپادشاهى تعيين كرد امراء ماوراء النهر هرجومرج شد و هر اميرى بسر خود حكمى ميكرد و يكديگر را در حساب نميگرفتند و با هم پيوسته در محاربه و مقاتله بودند و مردم در عرصه تلف شدند ثعلتمور خان از نسل جغتاى خان كه باستقلال پادشاه حبه بود لشكر برآراست و در ربيع الثانى سنه احدى