بعضى باطاعت و انقياد برآمدند و او بر تمامت ممالك ايران و توران كه در تصرف گماشتگان پدرش بود استيلا يافت و سه نوبت به قصد قلعوقمع قرا يوسف تركمان و پسران او كه بعد از فوت امير تيمور بر آذربايجان مستولى شده بودند لشكر بدان ديار كشيد و در نوبت اول و ثانى بعد از فوت قرا يوسف تركمان و پسران او كه بعد از فوت امير تيمور به آذربايجان مستوليشده بودند لشكر بدان ديار كشيد و در نوبت اول و ثانى بعد از فوت قرايوسف تركمان كه در آن اثنا واقعشده بود با امير اسكندر و ميرزا جهانشاه پسران قرايوسف جنگ كرده و غالب آمد و در نوبت سوم ميرزا جهانشاه در مقام اطاعت و انقياد برآمده بخدمتش رسيد و امير اسكندر چون از توجه او خبر يافت بگريخت ميرزا شاهرخ حكومت آذربايجان را بميرزا جهانشاه تفويض كرد ميرزا شاهرخ بعد از امير تيمور فارس بر برادرزادهاش ميزا پير محمد بن عمر شيخ مقرر داشت و اصفهان بر ميرزا رستم عمر شيخ مسلم داشت و همدان بر ميرزا اسكندر بن عمر شيخ و ايشان نيز سكه و خطبه بنام ميرزا شاهرخ كردند و بعد از مدتى كه ميرزا پير محمد بر دست بعضى از ملازمان خود بقتل رسيد و برادرانش ميرزا رستم و ميرزا بايقرا با يكديگر درافتادند ميرزا اسكندر چند وقت سلطنت باسم خود كرد و با ميرزا شاهرخ مخالفت نمود و بعد از انهزام از آن حضرت برادرش ميرزا رستم . . . و چون همچنان فتنه ميكرد بفرمودهء ميرزا رستم بقتل آمد ميرزا شاهرخ فارس را به پسر خود ابو الفتح ابراهيم خان سلطان در سنهء ثمان عشر و ثمانمائه شفقت فرمود و بالجمله سلاطين عالم با او در مقام تنزل و فرمانبردارى بودند و او مدت چهل و سه سال بعد از پدر باستقلال تمام پادشاهى جهانكرد و مدرسه و مساجد و بقاع الخير و خوانق بسيار ساخت و قلعهء اختيار الدين در هرات كه ملك فخر الدين كرت آن را متصل به ديوار شهر ساخته بود حضرت امير تيمور صاحبقران بتخريب آنفرمان داده در سنه ثمان عشر و ثمانمائه بتجديد عمارت كرد و بروايت صاحب روضة الصفا هفتصد هزار مرد بموجب نسخهء در آنكار كرده بودند تا باتمام رسيد و العهدة على الراوى در ماوراء النهر بلدهء شاهرخيه را كه به دو منسوبست معمور گردانيد و در صباح يكشنبهء نوروز سلطانى بيست و پنجم ذيحجه سنهء خمسين و ثمانمائه در رى وفات يافت ولادت او در روز چهارشنبه چهاردهم ربيع الاخر سنهء تسع و تسعين و سبعمائه بوده و در تاريخ
زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 946
مساهمون: مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )
ص٩٤٦