تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 944

مساهمون:

ص٩٤٤
آنجا رفت و با كفار آنجا غزا كرده و جزيه بديشان تعيين كرد و اسير بسيار بدست لشكر افتاد چون در شهور سنه تسعين و سبعمائه سيور غتمش خان وفات يافت پسرش سلطان محمود خان را بر جاى او نصب كردند در نوبت آخر سنهء اثنى و ثمانمائه كه بايران آمد قشلاق در قراباغ گرفت و در ثلث و ثمانمائه سفر شام كرد و در حدود حلب امراى شام با او مقاتله كردند و مغلوب و مقهور شدند و سرداران ايشان بدست افتادند و مقيد شدند و شهر حلب مفتوح شد امير تيمور از آنجا لشكر بدمشق كشيد و امراى شامرا كه مقيد ساخته بودند بقتل رسانيدند و پادشاه مصر سلطان فرخ بجانب مصر گريخت امير تيمور بدمشق آمد و اكثر ولايات شام بغارت برد و آنقدر غنيمت بدست لشكر افتاد كه از ضبط آن عاجز آمدند و در همين سال كه فتح شام كرده بود در بغداد بسبب مخالفتى كه از مردم آنجا بظهور آمده بود قتل عام فرمود و قشلاق در قراباغ گرفت و در سال ديگر سفر روم كرد و در روز جمعهء نوزدهم ذى الحجه سنهء اربع و ثمانمائه در حدود انگوريه با سلطان ايلدرم با يزيد پادشاه روم جنگ عظيم كرده غالب آمه و ايلدرم با يزيد گرفتار شد و لشكر جغتاى بر تمام بلاد روم مستولى شدند و امير تيمور قريب يكسال و نيم در روم توقف نمود و در آن اوقات سلطان محمود خان و ايلدرم بايزيد در اردوى امير تيمور وفاتكردند وفات ايلدرم بايزيد در سيزدهم شعبان سنهء خمس و ثمانمائه بوده بعد از آن در اواسط همين سال بآذربايجان معاودت فرمود و قريب يكسال و نيم در آذربايجان و عراق توقف فرمود سلطانان اطراف از گيلان و رشت و ديگر محال بخدمتش آمدند و بعضى پيشكش فرستادند و اطاعت كردند و پادشاه مصر زر بسيار بنام او سكه كرد و بخدمتش فرستاد و در حرمين شريفين زاد هما اللّه تشريفا و تكريما خطبه بنام او خواندند بعد از اين در تاسع ذيقعده سنهء ست و ثمانمائه بفيروزكوه رفت و در يكروز فتح آنقلعه كرد و از فيروزكوه بطلب اسكندر شيخى كه در آنولايت ياغى شده بود با لشكرها بولايت و بيشهاى رستمدار درآمد و در حدود قلعهء مرسين از توابع ولايت تنكابن نزول نمود اسكندر شيخيرا برانداخت و از آنجا بولايت لارجان و فيروزكوه معاودت كرده بجانب خراسان معاودت فرمود و در غرهء محرم سنهء سبع و ثمانمائه از نيشابور متوجه ماوراء النهر شده در مرغزار كاه گل از حدود سمرقند طوى بزرگ كه مثل آن نشان نداده‌اند فرموده نبيرها را با يك‌ديگر تزويج كرد و از آنجا بعزم تسخير ممالك جغتاى بانزار فارياب رفت و