او را با بسيارى از لشكرش بكشتند مدت حكومت او شش سال و چهار ماه جماعتى ديگر از سربداران بعد از او حكومت كردند اكثر نواب و نوكران او بودند
آقا محمد تيمور
بعد از خواجه وجيه الدين مسعود دو سال و دو ماه حكومت كرد و در سنه سبع و اربعين و سبعمائه بر دست خواجه على شمس الدين سربدار كشته شد
كلو اسفنديار
بعد از آقا محمد تيمور بحكومت نشست مردى رذل و دون بود چون يكسال و يك ماه حكومت كرد لشكر سربدار باستصواب خواجه على شمس الدين بر او خروج كردند و در چهاردهم جمادى الاول سنهء تسع و اربعين و سبعمائه او را بقتل آوردند خواجه شمس الدين فضل اللّه برادر خواجه وجيه الدين مسعود است بعد از كلو اسفنديار مردم سربدار خواستند كه خواجه لطف اللّه بن خواجه مسعود را كه او را ميرزا مىگفتند بحكومت نصب كنند خواجه على شمس الدين مصلحت نديد كه او طفل است و راه و رسم سلطنت نداند خواجه شمس الدين كه عم او بود بنيابت او بحكومت نصب كردند و او هفت ماه حكومت بعاريت كرد بعد از آن خود را خلع كرد و گفت من بدينكار شايسته نيستم و چهار خروار ابريشم از خزانه بر گرفت و از غوغاى سلطنت جان بسلامت بيرون برد و مملكترا بخواجه على شمس الدين سپرد و كان ذلك فى ذى الحجة سنة تسع و اربعين و سبعمائه
خواجه على شمس الدين
شخصى دانا و مردانه بود كار سربدارانرا مروج داشت و با طغاتمر خان صلح كرد بر آن جمله ولايات كه به تصرف خواجه مسعود بود به تصرف او شد هيجده هزار مرد را مرسوم داد رعيت را مرفه الحال ساخت و بكفايت زندگانى كرد و بحرفه سبزوار شريك بود و مرسوم مردم را بر آن نوشتى و در مجلس خود نقد شمردى و در تمشيت مهمات مردم و مملكت عديل و نظير نداشت و ابواب فساد در سبزهوار مسدود ساخت و در زمان او هيچكس را ياراى آن نبود كه نام بنگ و شراب بر زبان گذراند پانصد فاحشه را زنده در چاه انداخت و سياست او بمرتبهء بود كه هركس از ارباب لشكريرا كه طلب كردى وصيتنامهء نوشتندى آنگاه نزد او رفتندى و گناهكار را در ميان هزار كس بشناختى مردى فحشگو و بدزبان بود اكابر از او منفور شدند حيدر قصاب در قلعهء سبزوار او را در سنهء ثلث و خمسين و سبعمائه بقتل رسانيد مدت حكومتش چهارده سال و نه ماه بود عمرش پنجاه سال