تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 937

مساهمون:

ص٩٣٧
كه اجداد او در جنوبى هرات ساخته و در آنوقت معمور بود تحصن نمود و در سنهء ثلاث و خمسين و سبعمائه بجانب ماوراء النهر در شكارگاه به خدمت امير قرغن مشرف شد امير قرغن او را در آغوش گرفته اعزاز و اكرام بسيار نموده گفت دشمنى تو مردانه بوده است اما امراى الوس جغتاى كه با ملك بودند بر قصد قتل او اتفاق كردند و امير قرغن ملك را از انديشهء امرا خبر داده او را در شب به طرف خراسان گسيل كرد ملك بعد از قطع منازل بيدشت بهرات آمد و ملك باقر را گرفته محبوس كرد و باز بر سرير مملكت و سلطنت رفت و سيزده سال ديگر پادشاهى كرد و در سيم ذيقعده سنهء احدى و سبعين و سبعمائه درگذشت در تاريخ وفات او گفته‌اند :
تاريخ وفات شاه اسلام پناه * سلطان جهان معزدين ظل الله چون برخوانى ز ثالث ذيقعده * معلوم شود ز طيب اللّه ثراه
مدت حكومت ملك حسين سى و سه سال بود

ملك غياث الدين بن ملك معز الدين

بعد از فوت پدر بر سرير حكومت نشست ميان او و خواجه على مؤيد سربدار منازعات واقعشد و نيشابور از دست سربداران بيرون آورد بعد از اين پادشاه صاحبقران امير تيمور گوركان كه بعد از فوت امير قرغن به دوازده سالگى والى ماوراء النهر شده بود و ملك غياث الدينرا بقزلتاى طلب كرد ملك غياث الدين اطاعت نكرد امير تيمور از ماوراء النهر به قصد تسخير خراسان بحدود هرات نزول فرمود و در محرم سنهء ثلاث و ثمانين و سبعمائه هرات را بعد از قتال و جدال بگرفت و ملكغياث الدينرا بفرمان امير تيمور با پسرش ملك محمد بقتل رسانيدند و دولت ملوك كرت بپايانرسيد ملك ايشان بامير تيمور انتقال يافت ذكر ملوك

سربداران

دوازده تنند حكومتشان سى و پنجسال اول ايشان

خواجه عبد الرزاق

و او پسر خواجه فضل اللّه است و پاشتين دهيست از دههاى بيهق خواجه فضل اللّه مردى محتشم و خواجهء بزرگ بود و اموال و اسباب بسيار داشت پسرش خواجه عبد الرزاق مردى مردانه و شجاع فرزانه بود و صورت نيكو داشت و در زمان سلطان ابو سعيد خان ملازم درگاه پادشاه بود او را جهة ضبط اموال بكرمان فرستادند و چون وجوه تحصيل وصول يافت خواجه عبد الرزاق بعيش و عشرت مشغولشد و باندك فرصتى و جوهرا تلف كرد و بعد از آن مضطرب و متردد روى به وطن نهاد تا املاك پدر را فروخته تنخواه مال ديوان نمايد در