خوبمنظر و خط نيكو مينوشت اما در اوامر و نواهى او را اختيار نبود و غوريان بر او تحكمات ميكردند تا در سنهء اثنى و ثلثين و سبعمائه او را در قمر حصار اختيار الدين بقتل آوردند
ملك معز الدين
حسين بن غياث الدين بعد از قتل برادر بحكومت عراق معين گشت بحسن تدبير از جميع ملوك كرت ممتاز بود غوريانرا كه از حيطهء اطاعت بيرون رفته بودند مطيع ساخت و در ترويج شريعت غرا و تربيت علماء و فضلا جد تمام و سعى ما لا كلام ميداشت جناب سلطان المحققين و برهان المدققين مولانا سعد الدين تفتازانى كتاب مطول بنام او نوشته و چون بعد از سلطان ابو سعيد خان بر تخت ايران دو شوكتى استقلال نيافت ملك حسين را قوت و مكنت نيافت تا آنكه اسباب سلطنت مهيا ساخته خطبه بنام خويش خواند و حشمت و رفعت او زياد گشت و اشراف و اعيان اطراف در دار الامان هرات در ظل عنايت او آمدند و در سيزدهم صفر سنهء ثلاث و اربعين و سبعمائه امير وجيه الدين مسعود سرابدار باتفاق شيخ حسن جورى با لشكر آراسته سى هزار كس از سبزوار به قصد ملك حسين به راه آمد ملك حسين با ايشان جنگ كرده مظفر شد و بسيارى از لشكر از پاى درآمد و غنيمت بسيار گرفت و شيخ حسن جورى در اينجنگ كشته شد و شرح اينواقعه در احوال وجيه الدين مسعود خواهد آمد يكى از فضلا در اينواقعه گويد :
گر خسرو كرت بر دليران نزدى * ور تيغ يلى گردن شيران نزدى
از بيم سنان سربداران تا حشر * يكترك دگر خيمه بايران نزدى
بعد از اين امراى ارلات واردى از جانب اندخود و شيرغان با لشكر بسيار بجنگ ملك حسين بباد غيس آمدند و در محاربه با ملك مغلوب گشتند ملك فرمود تا از سرهاى كشتگان دو منار در خيابان از هردو طرف كوچه باغ ساختند چون اينخبر بامير قرغن كه والى جميع ماوراء النهر بود رسيد با سى هزار سوار بجانب هرات حركت كرد و ملك به شهر متحصن شد و امير قرغن مدتى ملك را در حصار گرفت و ميان ايشان محاربات واقعشده باصلاح اكابر و اشراف شهر فتنه به صلح انجاميد به شرط آنكه ملك بسال آينده به خدمت امير قرغن معاودت نموده اينوقايع در شهور سنهء اثنين و خمسين و سبعمأه كه صورت حرفى آن « ذنب » باشد اتفاق افتاد بعد از اين كار ملك حسين روى در تراجع نهاد و غوريان برادرش ملك باقرارا بجاى او نصب كردند و او بقلعهء اشكلچه