بسال هفتصد و شش در صفر به شهر هرات * به حكم لم يزل كردگار بىمانند
ز دستبرد قضا از كف محمد سام * چشيد جام شهادت امير دانشمند
امير يساول را سلطان محمد خدابنده بهرات فرستاد و او محمد سام را بدست آورده بكشت بالجمله چون از حكومت ملك فخر الدين مدت ده سال بگذشت خبر موت پدرش در قلعهء خنسار به دو رسيد ملك در مسجد جامع هرات عزاى پدر را بداشت و ختمانكرد و برسم سلاطين آش داد و بعد از پدر قريب دو سال در اثناى فتنهء امير دانشمند بهادر در شهور سنهء ست و سبعمائه در اشكلچه وفات يافت قلعهء اختيار الدين متصل به شهر هرات او ساخته است و بازار ملك در هرات منسوب بدوست
ملك غياث الدين بن شمس الدين كهين
بعد از برادر الجايتو سلطان در سنهء ست و سبعمائه حكومت هرات به دو تعلق گرفت و گماشتگان خود را با اسفراه و فراه و غور و جرجستان تا حد آمويه و سند فرستاد و خطهء هرات را معمور و آبادان گردانيد و در ترويج شريعت غرا كوشيد و بقاع خير ساخت و بجهة علماء و فضلا ادرارات تعيين كرد و اوقات شريف مصروف عبادت و طاعت گردانيد و چونچهارده سال از حكومت او بگذشت در سنهء احدى و عشرين و سبعمائه پسر خود ملك شمس الدين را بنيابت خود گذاشتند و خود با دويست مرد سپاهى روى به بيت اللّه نهاد و به زيارت حرمين شريفين زاد هما اللّه تكريما و تعظيما و تشريفا مشرف گشت و در وقت مراجعت از سلطان ابو سعيد خان گريخته در محرم سنه ثمان و عشرين و سبعمائه پناه به دو برد و بهرات آمد ملك غياث الدين با امير چوپان همانكرد كه برادرش ملك فخر الدين با امير نوروز كرده بود و امير چوپانرا پسرش حلو خان به حكم ابو سعيد خان بكشت و دست او را بريده نزد سلطان ابو سعيد نشانه فرستاد و ملك غياث الدين در سنهء تسع و عشرين و سبعمائه وفات كرد و از او چهار پسر ماند ملك شمس الدين ملك حافظ ملك حسين ملك باقر و احوال همه خواهد آمد انشاء اللّه
ملك شمس الدين بن ملك غياث الدين
بحكومت ولايت عهد قائممقام پدر شد بغايت خوش - محاوره و مردانه و دلير و فروزانه بود اما روزگارش امتدادى نداشت و بر شرب خمر شورشى تمام داشت مدت حكومتش دو ماه بود و در اينمدت ده روز هشيار نبود لفظ خلد ملكه تاريخ جلوس او بود وفاتش در سنه ثلاثين و سبعمائه
ملك حافظ بن ملك غياث الدين
بعد از برادر در هرات بر سر حكومت نشست جوانى بود