مخالفت و منازعت ميكرد و نوبت اول كه امير تيمور بفارس آمد سلطنت شيراز به دو داد و در آخر نيز در قمشهء اصفهان به حكم امير تيمور بقتل رسيد و دولت مظفريان بسرآمد ولادت شاه يحيى در روز يكشنبه چهارم محرم سنهء اربع و اربعين و سبعمائه بود و آل مظفر هرچند بصفات حميده شجاعت و دلاورى اتصاف داشتند اما پيوسته با يكديگر در مقام مخاصمت و منازعت بودند و مملكت ايشان وسعتى نداشت و حكم ايشان بر فارس و كرمان و بعضى از عراق و خوزستان بيش روان نبود و ميل در چشم پدر كشيد و او را كور كرد بعضى گويند قصد خون پدر كرد پسرى داشت سلطان شبلى نام او را نيز ميل در چشم كشيد .
اينجهان بر مثال مرداريست * كركسان اندر او هزارهزار
اين مر او را هميزند مخلب * و آن مر اينرا هميزند منقار
آخر الامر برپرند همه * و ز همه بازماند اين مردار
ذكر ملوك كرت
هشت تن بودند مدت حكومتشان يكصد و سى سال اول ايشان
ملك شمس الدين بن ابى بكر كرت
است و او دخترزادهء ملك ركن الدينست و او از فرزندان عز الدين از بنى اعمام سلطان غياث - الدين محمد غوريست و وزير و نائب سلطان بوده در كل امور بغايت فاضل و خير بود و مساجد و مدارس و خوانق و رباطات ساخته و ارباب فضل و دانش از او مرفه و محظوظ ميبودند و بعضى برآنند كه نسبت ملوك كرت بسلطان سنجر بن ملكشاه رسد و مولانا فاضل صدر الشريعه كه از مشاهير علما است و وفاتش در سنهء سبع و اربعين و سبعمائه بوده در وصف ملك عز الدين حسين كرت گويد :
ابو الفتح سلطان السلاطين كلهم * به آل فخر آل كرت بن سنجر
و زمعى شاعر پسر قاضى قوشنج در مدح بعضى از ايشان گفته :
قاعدهء دودهء سنجر توئى * واسطهء ملك سكندر توئى
چون عز الدين در زمان حكومت سلطان غياث الدين غورى والى دار السلطنهء هرات شد قلعه خسار و بعضى از بلاد غور بملك ركن الدين كه جد مادرى ملك شمس الدين بود تفويض كرد و ملك شمس الدين بعقل و دانش و شجاعت و سخاوت و مكارم اخلاق و آداب از ابناى زمان ممتاز بود و ملك ركن الدين با وجود فطنت و ذكا در تنظيم امور با او مشورت ميكرد و در زمانيكه چنگيزخان حكومت و ايالت ولايت خود به دو شفقت كردند