و آئين تمام باصفهان فرستاد خواجه سلمان در تهنيت اين قصيده گفته :
آسمان ساخت در آفاق يكى سور و چه سور * كه از آنسور شد اطراف ممالك معمور
الى آخره شاه محمود يكنوبت بمدد لشكر سلطان ايس بر شيراز مستولى شد خواجه سلمان در بعضى از قصايد خود كه بمدح سلطان اويس گفته اشارت بدين فتح كرده و بسلطان اويس نسبت داده :
هماى چتر همايون پادشاه اويس * بسيط رويزمين را به زير سايه گرفت
حدود مملكت فارس تا در هرموز * بسال خمس و ستين و سبعمايه گرفت
گويند خواجه سلمان اين دو بيت را در خواب گفته شاه محمود قريب شانزده سال حكومتكرد و در نهم شوال سنهء ست و سبعين و سبعمائه در اصفهان بجوار رحمت حق پيوست و شاه شجاع اينرباعى گفته :
محمود برادرم شه شير كمين * ميكرد خصومت ز پى تاج و نگين
كرديم دو بخش تا بر آسايد خلق * او زير زمين گرفت و ما روى زمين
ولادت شاه محمود در جمادى اول سنهء سبع و ثلثين و سبعمائه بود عمرش سى و نه سال و پنجماه
سلطان زين العابدين بن شاه شجاع
بعد از پدر بجاى او نشست ميان او و پسر عمش شاه يحيى و عمش سلطان ابو يزيد مخالفات و منازعات دست داد چون در شهور سنهء تسع و ثمانين و سبعمائه امير تيمور گوركان بعراق عجم آمد و در اصفهان قتل عام كرد و از آنجا متوجهء شيراز شد جمهور آل مظفر بخدمتش پيوستند مگر شاه منصور بن مظفر كه در شوشتر بود و سلطان زين العابدين توهم كرد و با امراى خود متوجه شوشتر شدند و نزد شاه منصور او را بضيافت طلبكرد و چون بمجلس حاضر آمد او را با جميع امرا بگرفت و مقيد ساخت و در اين اثنا خبر رسيد كه امير تيمور شيراز را بشاه يحيى ارزانى داشته و خود بجانب ماوراء النهر مراجعت كرد شاه منصور متوجه فارس گشت و چونشاه يحيى را قوت مقاومت نبود فرار كرده در يزد رفت شاه منصور در فارس بر تخت نشست بعد از اينطايفه از متوكلان سلطان زين العابدين او را از حبس خلاص دادند و باصفهان بردند و در عراق استقرار پيدا كرده در اصفهان متمكن شده و باتفاق سلطان احمد حاكم كرمان بجنگ شاه منصور رفتند و مغلوبشدند و سلطان زين العابدين بعزم ديار خراسان برى آمد موسى جوكار كه از جانب امير تيمور