بسنك يزد سه من و نيم بود و او سه پسر داشت ابو بكر و محمد و منصور از ابو بكر و محمد نسل نماند و منصور را سه پسر بود امير محمد و امير على و امير مظفر امير على فرزند نداشت و امير محمد يك پسر داشت و امير بدر الدين ابو بكرنام كه پدر شاه سلطانست و احوال شاه سلطان خواهد آمد و
امير مظفر
هرچند از برادران كهتر بود اما آثار دولت از جبين او لايح بود و بغايت پاكدامن و نيك اعتقاد بود اتابك يوسف شاه بن علاء الدوله او را تربيت فرمود و سرحد ميبد به دو داد و او مدتها در آنحدود دستبردها نمود و قطاع الطريق را كه در آنحوالى دست يافته بودند برانداخت بعد از آن به خدمت ارغونخان پيوست و شكل و شمايل او پسند ارغونخان آمد و او را به يساولى تعيين كرد و بعد از وفات ارغون خان در تربيت او بيفزود و بعد از كىخاتون خان امير مظفر در ربيع الاول سنه اربع و تسعين و ستمائه باردوى غازانخان آمد و امارت هزاره و طبل و علم به دو تفويض فرمود و مرتبه و جاه او بلند و رفيع و در اواسط جمادى الاخر سنهء سبعمائه امير مبارز الدين محمد در ميبد از او متولد شد و بعد از آن غازانخان در زمان الجايتو سلطان مرتبهء او زياد گشت و در سيزدهم ذيقعده سنه ثلث عشر و سبعمائه در شبانگاه وفات يافت و او را بميبد نقل كردند و در مدرسهء كه خود بنا نموده بود مدفونشد امير مظفر را يك پسر بود امير مبارز الدين محمد كه يكدختر او را به برادرزادهء خود امير بدر الدين ابو بكر داده و شاه سلطان از او متولد شده
امير مبارز الدين محمد بن مظفر
سيزده ساله بود كه پدرش وفات يافت مردى ديندار و شجاع بود و در تقويت دين اسلام و تعظيم شرع و تربيت علماء و رعايت رعايا جدى بليغ داشت در شوال سنهء ثمان عشر و سبعمائه سلطان ابو سعيد بسعى خواجه غياث الدين وزير او را تربيت كرد و حكومت خطه يزد به دو دادند و در مدت چهار سال بيست و يكجنك بانكودربانكرد و ايشانرا مستاصل گردانيد و شوكت و عظمت تمام يافت و در سنه خمس و عشرين و سبعمائه او را پسرى شد شاه شرف الدين مظفر نام كرد و در سنه تسع و عشرين و سبعمائه دختر سلطان قطب الدين شاه جهان بن سيور - عثمش سلطانرا در نكاح آورد شاه شجاع و شاه سلطان از وى متولد شدند بعد از سلطان ابو سعيد چوندولت مغول ضعيف شد و در ايران از هرطرف مردم در ملك طمعكردند امير مبارز الدين محمد بنياد اساس سلطنت نهاد روزبروز دولت او در ترقى بود و در محرم سنه اثنى و اربعين و سبعمائه كرمانرا مسخر كرد بعد از آن ميان او و شيخ