تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 923

مساهمون:

ص٩٢٣
ايفلك آهسته رو كارى نه‌چندان كردهء * ملك ايرانرا بمرك شاه ويرانكردهء آسمانيرا فرود آوردهء از اوج خويش * بر زمين افكندهء با خاك يكسان كردهء آفتابيرا كه خلق عالمش در سايه بود * زير مشت گل به صد خاريش پنهان كردهء نيست كارى مختصر گر بر حقيقت ميروى * قصد خون و مال و عرض هر مسلمان كردهء زينمصيبت در زمين واقع نشد در دور تو * آسماناز آنزمان كآغاز دورانكرده
قبر سلطان اويس در مزارعات شادباد تبريز است در جنب مزار حضرت شيخ بزرگوار خواجه احمد شاه آباديست

سلطان حسين بن سلطان اويس

بر جاى پدر نشست و شصت سال پادشاهى كرد برادرش سلطان احمد در يازدهم صفر سنه اربع و ثمانين بر او خروج كرد و او را در تبريز بكشت و در دمشقيه تبريز مدفونست

سلطان احمد بن سلطان اويس

بعد از برادر شاه شد سفاك و بيباك بود و دولت متزلزل داشت اول ( كذا ) خود مكررا واقعشد در ابتداى سلطنت او از دشت قبچاق قريب صد هزار كس در زمستان از راه دربند بآذربايجان آمدند و هشت شبانه‌روز در تبريز غارت ميكردند و ميكشتند آنچه در اينواقعه بر مردم تبريز واقعشد زبان قلم از او عاجز است و اين صورت در سنه سبع و ثمانين و سبعمائه روى نمود و در سنه ثمان و ثمانين كه چهار سال از سلطنت او گذشته بود پادشاه صاحبقران امير تيمور گوركان بآذربايجان آمد و مسخر كرد و سلطان احمد عرب قانعشد و هفت سال پادشاه آنجا بود باز در سنه خمس و تسعين و سبعمائه امير تيمور به قصد او متوجه بغداد شد سلطان احمد بغداد را گذاشته بمصر رفت و عراق عرب به تصرف امير تيمور درآمد بعد از آن دوازده سال ديگر كه امير تيمور در حيات بود سلطان احمد گاهى در مصر بود و گاهى در روم و بغداد نيز آمد و هرچندوقت فتنه بر ميانگيخت بعد از وفات امير تيمور ديگرباره او را سلطنت عراق عرب ميسر شد و قريب پنجسال ديگر حكومت كرد و باروى بغداد كه بفرمان امير تيمور خراب ساخته بودند از نو عمارت كرد و اين بارو كه حالا بغداد دارد آنست كه او ساخته است و در سنهء ثلث عشر و ثمان مائه بعظمت هرچه تمامتر به تبريز آمد و در شنب غازان باقرا يوسف تركمان جنك كرد و منهزم شد و قمر آب باغ پنهان گشت مردم قرا يوسف او را از آنجا بيرون آوردند و در شب يكشنبه بيستم ربيع الاخر سنهء مذكور گشته شد و در مدرسه دمشقيه در