تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 924

مساهمون:

ص٩٢٤
پهلوى برادرش سلطانحسين مدفونشد دولت ايلكانيان به او رسيد سلطان احمد صاحب فهم و استعداد بود شعر ميگفت و موسيقى خوب ميدانست و خواجه حافظ شيرازى دو غزل در مدح او گفته مطلع يكى اينست :
احمد اللّه على معدلة السلطانى * احمد شيخ اويس و حسن ايلخانى
و مطلع غزل ديگر اينكه :
كلك مشكين تو روزيكه ز ما ياد كند * ببرد اجر دو صد بنده كه آزاد كند
ذكر

امير اسحق اينجو

و او پسر امير محمود شاه اينجوست و اصل او از فارس است و صاحب تاريخ گزيده آورده كه از نسل خواجه عبد اللّه انصاريست و نسبش بر اينموجب بمحمود شاه بن محمد بن فضل اللّه الملقب بآق خواجه « و كان ساكنا بقرية سونيقان من ضياع قزوين و هو عبد اللّه بن اسعد بن نصر بن محمد بن عبد اللّه الانصارى » و در زمان پادشاهان مغول وكيل خاصه شريفه بود و از آن او را اينجو ميگفتند كه آنچه خاصه آنسلاطين بود او را اينجو ميگفتند او را در شيراز املاك بسيار پيدا شده اكثر مردم شيراز به دو ارتباط تمام داشتند و حكام آنجا بيمشورت و صلاح وكلاى او دخل در مهمات نميتوانستند كرد و كلويان شيراز حكم ملازمان او داشتند در زمان سلطان ابو سعيد خان مرتبه او بلند شد و او را امير چوپان تربيت كرد و بعد از سلطان ابو سعيد خان چون ارپا خان بسلطنت نشست به خيال غلطى كه او ميخواهد ديگريرا از اولاد چنگيز خان بسلطنت نشاند امير محمود شاه را بقتل آورد از پسران او امير مسعود شاه بروم رفت و امير شيخ ابو اسحق بامير على پاشا كه خال ابو سعيد بود پيوست و چون ارپا خان بقتل آمد بفارس رفت و به دارائى مملكت شيراز قيام نمود و در شهور سنهء اربعين و سبعمائه كه امير شيخ حسن كوچك بحكومت نشست ايالت فارس بامير پير حسين چوپانى تفويض فرمود و او بفارس آمده و اولاد مير محمود شاهرا كه صاحب اختيار يافت وزارت خود بامير سلطان كه يكى از پسران امير محمود شاه بود رجوع كرد بعد از چند مدت بملاحظهء آنكه خود اختيارى ندارد امير سلطانرا بقتل آورد و بدين سبب شيرازيان غوغا كردند و نزديك بود كه امير حسين در ميانه كشته شود بهزار حيله فرار كرد و خود را بامير شيخ حسن كوچك رسانيد و لشكرى برداشت و متوجه فارس شد و كرمان بامير مبارز الدين