تقرير كرد كه پادشاه و اهل مجلس بگريه افتادند جانى بيك خان در عرض دو ماه ترتيب لشكر داده متوجه آذربايجان گشت چون ملك اشرف از توجه او خبر يافت خواتين را با خزاين النجق روانه كرد ايشان هنوز بقلعه نرسيده بودند كه لشكر جانى بيكخان دررسيد و ملك اشرف روسياهرا در حدود خوى بدست آوردند بفرمان شمشيرى چنان در پهلويش فروبردند كه از آن طرفش بيرون آمد سر او را به تبريز بردند و بر در مسجد مراغيان آويختند و قطارهاى زر سرخ و زر سفيد و جواهر واقمشه كه بظلم اندوخته بودند بدست مردم جانى بيك درآمد و يكى از شعرا گفته :
ديديكه چه كرد اشرف خر * او مظلمه برد و ديگرى زر
و اين صورت در اوايل سنه تسع و خمسين و سبعمائه بود بعد از اين از چوپانيان كسى بسلطنت نرسيد جانى بيكخان با ده هزار سوار به تبريز آمد و در دولتخانه آنجا نزول كرد و لشكر او در ميان راهها و رودخانها فرود آمدند و هيچكس را يارا نبود كه در خانه رعيت نزول كند يكشب در تبريز بود و صباح در مسجد خانه عليشاه نماز گذارد و از آنجا باوجان رفت دو نوبت لشكر او در آنسال بزراعت مردم عبور كردند و يك خوشه غله نشكستند و جانى بيك پسر خود بردى بيك را با پنجاه هزار سوار در تبريز سلطنت داد و خود بجانب قبچاق مراجعت كرد بعد از چند وقت خبر مرض جانى بيك رسيد و استدعا بر حضور شاهزاده بردى بيك كرده بودند بنابراين شاهزاده عازم دشت قبچاق گرديد و اخجقرا در تبريز نيابت داد اخجق در قراباغ قشلاق گرفت و در تظلم قدم بر قدم اشرف نهاد سرانجام او در خلال حال سلطان اويس ايلكانى معلوم خواهد شد ذكر
ايلكانيان
از ايشان چهار تن سلطنت كردند ايلكانيه از اروغ چنگيز خان هميشه بومين لشكركش بودند از ايشان امير آق برغاى بن امير ايلكانى در زمان سلطنت كيخاتون خان منصب امير الامرائى داشت و در فتنه بايد و خان بقتل آمد پسرش امير حسين در زمان سلطان ابو سعيد در خراسان امير الوس بود و دختر ارغونخانرا در نكاح داشت در محرم سنهء اثنى و عشرين و سبعمأه درگذشت
شيخ حسن يونان
كه بشيخ حسن بزرگ ملقبست در آخر عهد سلطان ابو سعيد ايالت روم به دو دادند و او تا انقراض دولت سلطان بحكومت آنمرزوبوم مشغول بود و بعد از ارپا خان چونعلى پاشاه مستولى شده بود از روم باتفاق قوم جلاير