تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 920

مساهمون:

ص٩٢٠
و پسر ششم امير چوپان امير سيور خان و مادر او دختر ديگر سلطان محمد است ساقى بيك خاتون در ديار بكر بفرمودهء امير ايلكانى پسر امير شيخ حسن بزرگ بقتل آمد و سه پسر ديگر امير چوبان سيوكشاه و باغى باستى و نوروز بودند اما باغى باستى در تبريز بفرموده ملك اشرف بن امير تيمور تاش بقتل آمد و احوال سيوكشاو نوروز معلوم نشده

امير شيخ حسن بن امير تيمور تاش بن امير چوپان

بعد از سلطان ابو سعيد و ارپا خان چنانچه گذشت بر مملكت آذربايجان و ديار بكر و روم و بعضى از عراق عجم حاكم گشت و پادشاه نشان بود چند روزى ساقى بيك خاتونرا بخانى برداشت بعد از آن او را عزل كرد و سليمان خانرا نصب كرد و امير شيخ حسن بزرگ چند نوبت با او محاربه كرد مغلوب شد در تبريز عمارت استاد شاگرد او يافته است سياست تمام داشت چهار سال و نيم در حكومت بسر برد بعد از آن زوجهء او عزت ملك در شبى كه امير شيخ حسن در حرم مست خفته بود خصيتين او را بيفشرد و بدان درگذشت و خواجه سلمان ساوجى گفته .
ز هجرت نبوى رفته هفتصد و چل و چهار * در آخر رجب افتاد اتفاق حسن زنى چگونه زنى جزء خيرات حسان * به زور و بازوى خود خصيتين شيخ حسن گرفت محكم و ميداشت تا بمرد و برفت * زهى خجسته زنى خايه‌دار و مردافكن

ملك اشرف بن امير تيمورتاش بن امير چوپان

بعد از برادر بر ممالك آذربايجان و عراق عجم و آران حاكم گشت او نيز چند روز انوشيروان‌خان را نصب كرد بعد از آن عزل ساخت مردى ظالم و ستمكار و غدار ناسازگار و جورپيشه بود و ظلم بسيار كرده بود و در مملكت خود از ترك و تاجيگ كه گمان چيزى بر او برد او را محبوس و ناچيز ساختى تا آن محقر به دو رسيد و در هرچندگاهى باميرى از امراى خود قصد كردى و اموال او ببردى و منصبش بر ديگرى دادى آنقدر اموال از ظلم جمعكرد كه چهارصد قطار استر و هزار قطار شتر از جواهر و زر سرخ و سفيد و اجناس در خانهء او جمعشده بود چون مردم از ظلم او بجان رسيدند حضرت شيخ صدر الدين صفوى قدس سره بگيلان رفت و خواجه شيخ كججى بشام افتاد و خواجه محيى الدين بردعى بقبچاق رفت و در شهر سراى و منزل گرفت و در آنحال جانى بيك پادشاه دشت قبچاق بود بوعظ او حاضر شد در اثناى وعظ شرح ظلم ملك اشرف بنوعى
زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 920 | مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )