تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 869

مساهمون:

ص٨٦٩
درازگوش خود را بر در خانه بست قدرى هيزم بهمرسانيده و بدرون خانه رفته آتشى افروخت و كتابها در پيش گرفته و بروشنائى آتش مطالعه ميكرد و چون قرب سه دانگ از شب بگذشت و آنمرد نخفته بود خوف عظيم بر ضميرش مستولى گشته چشمش بخوابگاه آتش برميافروخت در اين اثنا شيرى آمده قصد درازگوش كرده و درازگوش از بيم شير در خانه را باز كرده بدرون رفت و شير از عقب درآمده درازگوش بار ديگر از خانه بيرون دويده در را به‌بست زيراكه افسارش بر حلقه در محكم بود و فقيه با شير در خانه مانده متحيروار در آتش مينگريست و در فقيه نظر ميكرد فقيه كتابهاى خود را گشوده ورق‌ورق از آن ميكنده در آتش مينهاد چون اوراق ميسوخت اطراف جلد را بر آتش ميداشت تا مجموع كتابهاى خود را بسوخت و چون صبح دميد دروازه گشودند مؤذن به مسجد آمده كه بانگ نماز گويد پيش محراب را از سرگين خر ملوث ديد فرياد برآورد و زبان بنفرين برگشود و خر را از آندر بازكرده در گشود تا بنگرد آن فعل از كه سر زده است ناگاه شير در وى جسته او را درربود از مسجد بيرون برده بخورد و فقيه بعد از آنكه يكشب با شير همخانه بود بسلامت خلاص يافت شير جانورى وحشى است و قطعا متأنس نگردد و اگر با كسى خو كند با او اعتماد نباشد و اگر پشه بنظرش آيد از وى بگريزد حافظ ابرو در كتاب طبايع الحيوان آورده كه مسود بن غبار جبلى شيريرا آموخته بود كه بجهة وى خرگور ميگرفت اگر . . . شير را بانبوبه گداخته بر اندام مالند هيچ سبعى گرد صاحب اين عمل نگردد و همهء جانوران از او فرار نمايند و هيبت او در دلها متمكن گردد .
با همت شير باش و با كبر پلنك * بخشنده گه شكار و فيروز بجنگ

پلنگ

جانورى قهار با قدرت متكبر است و بغايت جهنده تيزتك اما پشتش بسى سست است و باندك ضربهء شكسته گردد و پلنگ را با مار محبتى تمام است و با ديگر حيوانات دشمن است اما اگر پلنگ شخصى را برتر از خود بيند قصد او كند و اگر فروتر از خود مشاهده نمايد قصد او نكند و پيوسته ميان او و شير عداوتست و اكثر اوقات شير بر او غالب گردد و گاه بر شير مستولى شود پلنگ به غير از شكارى كه خود كرده باشد نخورد و چون صيد كند و سير شود سه شبانه‌روز بخسبد بروز چهارم بطلب صيد بيرون آمده چنان نعره زند كه مجموع حيوانات بشنوند ديگر گويند هركه پى كفتار
زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 869 | مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )