تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 867

مساهمون:

ص٨٦٧
صنفى ديگر را فارة المسك خوانند و مانند غزال مشك ميدهد و مشك او از غزال بهتر است تا بمرتبهء كه گويند يكى در ده است و صنفى را ذات النطاق خوانند و ضنفى را فارة القيس و نوعى ديگر را يربوع و آنموش دشتى است و در خواص مجموع يكسانند موش را دوپاره كنند و بر جراحت پيكان و غير آن نهند آنگاه او را بسوزانند ورمادش را بروغن بر آنزخم طلا كنند صحت دهد و موى بروياند سرش را در خرقه كتان بسته بر سر مصروع بندند شفا دهد چشمش بر كلاه دوزند پياده رفتن بر حاملش آسان نمايد اگر موئى كه از چشم ميرويد بركنند و خون موش در آن چكانند ديگر موى نرويد شحمش را با روغن گل در كلف طلا كنند زايل گرداند و دمش به صاحب صداع بندند درد بنشاند

گورخر

خر گور را تركان قولان خوانند گويند كه خرگور ماده از سختى درد زادن خايهء نر را بدندان بركند تا ديگربار او را آبستن نتواند كرد زهره‌اش بول الفراش را دفع كند گوشتش را با گلاب بر صاحب نقرس و كلف بندند نفع كند سمش صرع و جنونرا زايل كند و چون بسوزانند رمادش روشنى چشم دهد و رعاف بازدارد و خرگور را عمر دراز بود چنان كه در افواه مشهور است عمرش بهزار رسد حمد اللّه مستوفى گويد در زمان سلطان ابو سعيد خان شخصى نقل كرد كه گور - خرى بداغ بهرام گور ديده

گوزن

از خاصيت گوزن يكى آنست كه هرسال شاخ خود را بيندازد و هرگاه كه دو سال شود ديگر از سرش برآيد و چون شاخش بيفتد در گوشهء غارى منزوى شده كم بيرون ميآيد چه ميداند كه سلاح خود را بباد داده است و تا شاخش برنيايد قدم از كنج آنزاويه بيرون ننهد و چون شاخش برآيد چند روز در مقابل آفتاب بايستد تا خشك و مستحكم گردد نوبت اول كه سردى بيفتد وقت برآمدن دو شاخ برآيد و همچنين هر نوبت يكى زياده شود كه شاخها بر مثال درختى گردد و چون شاخش بيفتد سردى راست خود را در زير خاك پنهان كند چه علم به آن دارد كه منفعت بسيار دارد و ميان او و مار خصوصا افعى عداوتى طبيعى و ذاتيست و پيوسته در جستجوى سوراخ افعى مىباشد و چونسوراخ او را بداند افعى را به قوت نفس از سوراخ بيرون آورد و غذاى خود سازد و چون ترسد كه از زهر افعى ضررى به او رسد بكنار آب رود و خرچنگ بسيار خورد از نكايت ايمن گردد و برك زيتون نيز زهر افعى از او رفع نمايد و گوزن عمرى دراز دارد و چون افعى خورد حرارتى عظيم دارد بمرتبهء