تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 868

مساهمون:

ص٨٦٨
كه چون آواز ساز بشنود سست گشته از خود بى خبر شود و چون صياد نى نوازد گوزن بايستد تا صياد پيش او رفته ويرا بگيرد اگر قضيب او را بافعى گزيده دهند نافع آيد و شاخ گوزن با كتيرا دفع اسهال كند و سجج امعا بر طرف سازد و يرقان و درد مثانه را نيز سود كند و اگر خصيهء او را با نمك سود دهند و با صمغ صنوبر بر در خانه دود كنند مار و عقرب و ساير حشرات موذى بگريزند و سوختن شاخ گوزن بجهة طرد پشه نيكو است

فصل ششم از جزو نهم در ذكر سباع ضاره و حيوانات موذى و طبايع آنها

[ شير ]

اگرچه اكنون اكثر بنى آدم بدين صفت موصوفند و صفت سيرت ناپسنديده ايشان زياده از آنست كه در حيز بيان آيد بلكه بمراتب سباع ضاره بر آن ترجيح دارند چه اين حيوانات خود را چنان كه باشند بمردم مينمايند و آنطايفه سعى خود را در صورت آدميت پنهان ساخته‌اند -
چو گرگانى نهان در صورت ميش
- بالجمله چون شير پادشاه سباع است ابتدا مينمايد ديگر آنكه امير المؤمنين على عليه السّلام را اسد اللّه لقب است بر اين شرافت گنجايش دارد كه شير را بر مجموع حيوانات تقدم كنم شير حيوانيست پهن سينه و باريك ميان و بلندآواز سخت چنگال است بر سر و پس دم او موى بسيار رسته است و بر دست چپ نتواند گشت و به اطراف ملتفت نتواند شد و دست راستش نسبت بدست چپ او ضعفى دارد لاجرم بدست چپ صيد مىكند و از غايت حرارت قلب پيوسته تب دارد و از سوز آتش ميترسد و از بيم مورچه در نمك‌زارها ميرود و اگر مورچه در ميان پنجه‌اش رود خود را خلاص نتواند ساخت و بدان سبب هلاك گردد و شير را در ديار روم توالد و تناسل نيست خصيهء شير را اگر شكافند و نمك و بورهء سرخ و مصطكى پاشند و خشك كنند و بسايند و بروغن زيت لت كنند همه اوجاع اندرون را نافع باشد خصوصا قولنج و مغص و بواسير و زحير و وجع ارحام هرگاه ناشتا به آب گرم بخورند و بريان كرده از براى قوت باه بغايت نافعست صاحب فرج بعد از شدة آورده كه يكى از فقها در سواد كوفه ميگرديد و از مردم حى برسم زكات غلات ميگرفت و درازگوشى داشت كه كتب و رخوت او بر آنخر بود روزى متوجه يكى از قرى شده ديروقت آنجا رسيده اتفاقا مردم ديه دروازه بسته بودند و بر دروازه مسجدى بود و خانهء در آنمسجد ساخته بودند فقيه بدرخانه رفته