و به آب نخود سياه بجوشانند و صاف كنند و به صاحب عسر البول دهند بولش بگشايد و اگر چشم چپ او را در روغن زيت بجوشانند و قطرهء در گوش شخصى چكانند فى الحال بخواب رود هركه چشم راست خارپشت با خود نگاه دارد تب ربع از او ساقط شود و اگر چشم چپش با خود نگاه دارد معاودت ننمايد
شنكر
جانوريست بمثابه خارپشت اما از خارپشت بزرگتر است و چون حيوانى قصد او كند از آن خارها كه بر پشتش رسته يكى تير بجانب او اندازد زهرهاش اگر بزهار اطفال مالند موى برنياورد
سلحفات
سنگپشت هم در بحر و هم در بر تعيش تواند كرد چون با ماده جمعشود گياهى در دهان گيرد و اگر در آنساعت گياهرا از او بستانند نگاهداشتن او مهر افزايد و مجموع خلايق دارندهء او را دوست دارند و هر عضو آدمى كه درد كند همان كشف بر آن نهند درد ساكن كند پايش بر صاحب نقرس بندند وجع ساكن شود خونش چون چند نوبت بر موضع رستن مو مالند ديگر مو از آنجا نرويد زهرهاش با عسل دفع ماء العين كند و روشنائى افزايد
سمندر
بموش مانند و شبيه است و اكثر در آتش سوزنده توطن دارد پادشاهان مغرب از پوست آن لباس ترتيب دهند و چون چركين شود به آتش اندازند پاك شود و آنچه گفتهاند كه پرويز رومالى داشت كه هرگاه چركين ميشد در آتش ميانداخت پاك ميگرديد از پوست سمندر بوده
سنجاب
نيز مانند موش است اكل گوشتش جنون زايل كند و امراض سوداوى ببرد و پوستش پوششى به تكلف است و از جنس ما يصلى عليه و قيمة تمام دارد اما سمور بقيمتترين موئينهها است
صناجه
بزركجثهترين حيوانات بريست نظرش بر هر جانور كه افتد آنجانور بميرد و همچنين نظر هر جانور كه بر چشم صناجه افتد هلاك شود ليكن اگر اول نظرش بر ديگر اندام صناجه افتد و بعد از آن بر چشم وى آنخاصيت مؤثر نيايد و آنجا كه صناجه است بدين سبب هيچ حيوان مأوى نسازد و چون صناجه بميرد مدتها طيور و سباع آنسرزمين از گوشت او غذا سازند
سوسمار
جانورى زيرك است و ممنوع الاكل اگر از ميان پاى مرد بيرون رود قوت باه را بنشاند چنانچه در آن روز نعوظ ميسر نشود و اكل دلش خفقانرا زايل كند و روشنى چشم افزايد و دفع تشنج و تشنگى كند و قوهء باه دهد پوستش در دستهء شمشير پوشند شجاعت بيفزايد و اگر پوستش ظرف عسل سازند آنعسل نعوظ دهد
ظبى
آهو است سه نوعست نوعى آنست كه در مجموع بلاد مىباشد نوعى ديگر كه تركان او را