بر او جمعشوند كلهاش دفع خنازير كند خصيهاش را بر گردن كودك بندند دندانش به آسانى برآيد خونش موى بروياند و حامل دمش را فريب نتوان داد
خوك
زهرهاش بواسير را نافعست و تخمش بضماد تشنج را به اصلاح آورد و اگر در خرقه بندند و در ميان برنجزار نهند از آسيب محفوظ ماند رماد استخوانش ناسور را ببرد پوستش پشه را بگريزاند و بر آنخفتن دفع بول فراش كند رماد كعبش با شراب سنگ مثانه را متفتت ساخته بيرون آورد خونش به خوردن دفع صرع كند
خارپشت
جانوريست كه ميان او و مار عداوت طبيعى است صاحب نزهة القلوب آورده كه اژدها از استماع آوازش هلاك شود و خارپشت بيشتر مار و افعى را دشمن دارد و چون افعى او را ببيند بهراسد و روى بفرار نهد و اگر خارپشت نوبت اول سر و گردن افعى را بگيرد او را به آسانى خورد و اگر دمش را بگيرد سر بدرون برد و افعى چندان خود را بر خارهاى او زند كه مجروح و سست گردد آنگاه از دم افعى آغاز خوردن كند تا بسرش رسد در كتب تواريخ مسطوراستكه چون در اوايل اسلام سپاه عرب با سيستانيان مصالحه كردند اهل سيستان ملك را تسليم ايشان نمودند با اعراب شرط كردند كه خارپشت نگيرند و نخورند و در سيستان خارپشت بسيار است و سبب اين شرط آنكه در آنديار افعى بسيار است و اگر در آنملك خارپشت نباشد سيستانيان از مضرات افعى در آنديار نتوانستند بود و خارپشت مهبط بادها را نيكو داند و او از باد متأذى ميگردد و خانهء او دو در دارد يكى به طرف شمال و ديگرى بجانب جنوب هرگاه داند كه باد شمال در وزيدن خواهد آمد در شمالى را محكم كند و برعكس صاحب جامع الحكايات گويد كه در قسطنطنيه شخصى بود كه هرگاه باد شمال خواستى وزيد مسافران دريا را اعلام ميداد كه امروز باد شمال خواهد آمد و هميشه اين معنى موافق ميافتاد و مردم اينمعنى را بر كرامات او حمل ميكردند اما در خانهء او خارپشتى بود هرگاه خارپشت در شمال خانهء خود را مى - گرفت آنشخص ميگفت باد شمال خواهد آمد و هرگاه باب جنوبى را ميگرفت ميگفت كه باد جنوبى خواهد وزيد خواصش اگر زن زهرهء خارپشت بردارد جنين مرده از شكم او بيفتد گوشتش بول الفراش را نافعست اگر خارپشت را بپزند و روغنش بگيرند آنروغن درد زانو و كمر را سود دهد و الم منقطع سازد چشم راست خارپشت را خشك كرده در شير و روغن كنجد بجوشانند و گردهء خارپشت را خشك كرده بسايند