تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 863

مساهمون:

ص٨٦٣
دهد و جگرشرا بريان ساخته و خشك كرده در چشم كشند روشنى افزايد شحم او كژدم گزيده را مفيد است از پوستش سفره سازند مار و موش پيرامون او نگردد سر بز كوهى و دم مار را سوخته خاكستر آن را با روغن در كف پاى مالند از كثرت رفتار متألم نگردند

روباه

جانورى محيلست و يكى از حيلهاى روباه آنكه چون در موضعى آدمى به او رسد و او را امكان فرار نماند پايها در هوا كند و خود را پرباد سازد چنان كه بيننده تصور كند كه او مرده است و آماسيده و اگر گرسنه شود و هيچ نيابد كه غذا كند بر كنار آبها و غله‌زارها رفته خود را به همين طريق مرده سازد و بعضى از طيور كه گوشت ميخورند مانند مرغان آبى و غيرهم او را مرده و آماسيده تصور كرده از هوا درآيند و بر سينهء او نشينند و چون قصد خوردن گوشت او نمايند در جهد و آنمرغرا بگيرد گويند كه ميان مار و روباه دوستيست و هميشه مار در سوراخ روباه وطن دارد و هرگاه كه كيك بسيار در او افتد بكنار آب آيد و آهسته پاى در آب نهد و پارهء پشم بزرگ در دهان گيرد و بتدريج به آب فرورود و كيكان بالاتر روند تا مجموع در سر او جمعشوند آنگاه سر خود را مرتبه‌بمرتبه فروبرد تا كيكان در آن پشم كه در دهن دارد جمعشوند بعد از آن پشم را رها كرده از آب درآيد يك كيك در او نمانده باشد روباه چون خارپشت را ببيند قصد خوردن او كند خارپشت سر بدرون برده چون گوئى مدور شود روباه در پشت او ايستاده بول كند چون بول او به پشت خارپشت رسد خود را منبسط سازد و سر بيرون آورد روباه سر او را گرفته از تن جدا سازد و بر سينه‌اش نشسته گوشتهايش بخورد و خارهايش را بگذارد ديگر آنكه روباه خانهء خود را هفت در سازد و از هر درى كه قصد او كنند از در ديگر بيرون رود و چون گرگ از پياز دشتيكه آن را عنصل گويند ميهراسد روباه پيوسته عنصل جمعكرده بر در سوراخ خود بگذارد تا گرگ گرد آن نگردد و اگر گرگ قصد روباه كند روباه عنصل در دهان گيرد گرگ از او برمد و پوست روباه سه رنگ بود سياه و زرد و سرخ سياه از همه گرم‌تر باشد بجهة پوشش پيران مناسب است « قال خصية الثعلب بملح فانسقط منها قراطيس ملين مرارته تنفع القوه جدا و ان دبغت بدهن سداب و شربت منها الف المنتجة للخبيثة لوقتها » اگر سرش را در برج كبوترخانه افكنند مجموع كبوتران بگريزند زهره‌اش دفع نزول ماء العين كند گوشتش جذام و لقوه را زايل سازد و شحمش نقرس را ببرد و اگر بر چوب نار ماليده در خانه نهند كيكان