غشا كند جگرش را اگر زن به خود بردارد آرزوى جماع از او برود گوشتش نسيان آورد و سودا انگيزد كعبش را سوده با سكنجبين بخورند و جع سپرز را فرونشاند و قوت باه آورد شير بز با شكر رنك رخسار را طراوت دهد بتخصيص زنانرا زبلش در زير سر كودك گرينده نهند خاموش گردد و اگر از آن زن حايض به خود بردارد خون بند كند صاحب جامع الحكايات آورده كه در ديار زنگ جانوريست كه شكلش به شكل بز ميماند اما سمش بسته است و سفيديگرنگست و گوشتش لطيفتر از گوشت بز است و چون پوستش دباغت كرده موزه دوزند هرگز كهنه نشود و چون چركين شود به آب گرم بشويند بطراوت اول معاودت نمايد و در آب تر نگردد و بىآنكه او را رنك كنند به مجرد دباغت نقطهاى الوان بر آن پوست افتد
ذكر بهايم وحشى
راسو
دشمن مار و نهنك است مار و موش را بمد نفس از سوراخ بيرون آورد و غذاى خود سازد و نهنگ چون اكثر اوقات بسبب گرمى كه در دهن او مىباشد دهان گشاده ميدارد و مرغانيكه آنها را عصافير التمساح خوانند كرمها را از دهن او بيرون مىبرند راسو انتهاز فرصت نموده خود را در دهن نهنك اندازد و به گلويش فرورفته فى الحال جگر و احشايش بخورد و پاره سازد و بيكساعت نهنك را هلاك گرداند مغز سرش باكتحال تاريكى از چشم ببرد گوشتش بر مفاصل بندند درد بنشاند شحمش درد دندان كم كند و گوشت بن دندان را قوت دهد
خرگوش
را عرب ارنب خواند و ترك توشقان گويد طبع گوشتش گرموخشك است بدرجهء اول يكسال ماده و يكسال نر باشد و مانند زنان حايض مىشود چون رنجور شود نى تر بخورد شفا يابد سرش را سوخته خاكسترش را در بن دندان زرد و سياه مالند سفيد شود مغزش اگر زن بوقت جماع بردارد حمل گيرد دندانش بر دندان صاحب درد دندان نهند درد بنشاند زهرهاش به خوردن خواب آورد تا سركه نخورد از آنحال باز نيايد سپرزش با نبات سرفه زايل كند گوشتش قولنج و مفاصل و نقرس را دافع است رماد استخوانش را با موم مخلوط ساخته بر موضع تشنج بندند باصلاح آيد كعبش را با خود دارند دفع چشم بد بكند دود مويش درد شش بنشاند
بز كوهى
را عرب وعل گويد و او دشمن مار و خرچنگست و هرسال شاخ بيفكند خواص وى يكمثقال از برادهء شاخش را با شكر بناشتا بخورد مصروع دهند شفا يابد و دودش مار و كژدم و هوام را بگريزاند زهرهاش غشاوهء چشم را باكتحال پاك كند و خاصيت ترياك