تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 851

مساهمون:

ص٨٥١
پرگداز سازد

لاقط العظم

سنگى زرد خشن الجمست از ملخ خوردتر چون بر استخوان نهند بر جرم او فرورود

ديگر آورده‌اند كه در بحر ماهيئى است كه آن را اسرائيل گويند

بدانجهة كه شب شنبه در آب فرورود و آنشب و آن روز هيچكس آن را نه‌بيند چون پوست او را صاحب نقرس و مفاصل در پاى بندد از آن علت خلاص گردد و ديگر در پنجفرسخى دامغان چشمه‌ايست كه چون نجاست در او اندازند باد و سرما و بارندگى و صاعقه روى نمايد و مادام كه پاك نكنند هوا صاف نگردد و ديگر در حدود هرات دو پشته است در پهلوى هم يكى را ايران و يكى را توران خوانند هرسال كه لشكرى از توران بايران خواهد آمد سنگى از پشتهء توران بگسلد و غلطان شده بر پشتهء ايران افتد چنان كه اكثر ساكنان آنحدود آواز آن سنگ استماع نمايند ديگر صاحب نزهة القلوب آورده كه خواجه عماد الدين جوينى حكايت كرد كه قريب بهرات در كوهى چاهيست و بادهاى عظيم به قوت از آنجا بيرون ميآيد چنان كه اگر سنگى به وزن سه من در او اندازند قوت باد آن را بالا اندازد ديگر در عجايب المخلوقات مسطور است كه در كوه دماوند چاهى است عميق چنان كه هيچ‌كس قعر آن را ندانسته و در روزها از آنجا دودى بيرون ميآيد و در شب آتشى پيداست و اگر در آنچاه چيزى افكنند قوت بخار آن را به بالا اندازد ديگر در سيستان چشمه‌ايست كه نى بسيار در او ميرويد آنچه در آبست سنگ شده و آنچه از آب خارجست نى است و ديگر در شميران از توابع لرستان چشمه‌ايست كه چون در ولايتى ملخ پيدا شود و مرديكه خمر نخورده و زنا نكرده باشد بروند و آب از آنچشمه بردارند و بولايت ملخ رسيده برند چون به زمين بنهند مرغان از عقب آن آيند و ملخ را دفع كنند گويند كه سليمان عليه السّلام با ملخ شرط كرده كه ديگر خرابى نكند و آنچشمه را گواه گرفته و سارانرا مقرر فرموده كه اگر ملخ خرابى كند بدفع آنمشغول گردد و العلم عند اللّه تعالى و ديگر آنكه در عجايب المخلوقات آمده كه در كوه دماوند شكافيست كه هرگاه مردم آنحدود به آب محتاج شوند جهة زراعت بدر شكاف روند و ببانك بلند آب طلبند آب از آن شكاف بيرون آيد و چون مقصود ايشان بحصول پيوندد همانجا رفته بگويند كه آب كافيست على الفور بازايستد و ما بين رى و رستمدار چنين نيز چشمهء هست ديگر در كوه الوند همدان ماران بسيار ميبوده‌اند و بمردم ايذا مى -