مربع و عمق آن ده گز جمعيرا بآنچاه فرستادند و در تك چاه بر هر ضلعى درى ديدند چون رفتند هر خانه را بر هر ضلعى از اضلاع اربعه چاهى كنده بودند و در هر خانهء قرب صد كالبد بعضى برهنه و برخى جامها پوشيده و آنجامها بمرور ايام سياه و سوخته گشته مانند خاكستر شده بود اما اموات به حال خود مانده بودند و قطعا از هم فرونريخته بودند چشمهاشان آماسيده بود اما نپوسيده و كالبد آنمردكان بغايت بزرگ بود چنان كه طول قامت هريك قريب بيست گز بود گويند كه دفن ايشان در زمان نبوت ادريس عليه السّلام بوده و آنحضرت ايشانرا از واقعهء طوفان خبر داد و آنطايفه گنبدها ترتيب داده درهاى آن را گرفته بودند تا آنعذاب باجسادشان نرسد و مجموع آنمردگان جوان و سياهريش بودند غالبا در عهد ايشان موى سر و محاسن سفيد نميشده نزديك سقف گنبد درگاهى به نظر مأمون درآمد كه هيچ راهى نداشت خواست كه تا تحقيق نمايد كه آندرگاه بچه جهة ساخته شده فرمود تا نردبانها ترتيب نموده بر سر هم بستند و چندكس را بالا فرستاد آنجماعت بآندرگاه برآمده خانهء ديدند كه در عرض ديوار گنبد ساخته بودند و در آنمنزل سنگى سبز ديدند كه از آن صورت آدمى تراشيده بودند بغايت قوى و هيكل آن - صورت را از آنمحل بفرمان خليفه به زير انداختند ميان اين سنگ شكسته آدمى مرده از درون آنصورت سنگين بيرون افتاده زرهى از طلاى مرصّع بر روى سينهاش نهاده و بر بالاى سينهاش قطعهء ياقوت احمر مانند بيضهء مرغى بود كه چون آتش ميتافت مأمون آن را برداشت و گفت قيمت اين زياده از ده ساله خراج مصر بيش است خداوند جل ذكره عالم است كه آنصورت را كه ساخته و آن ميت كه بوده
بسا روزگاران كه در كوه و دشت * گذشته است و بسيار خواهد گذشت
در نزهة القلوب مسطور است كه در مصر موضعى است كه آن را عين الشمس گويند در آنموضع منارهء صد گز است و از يكپاره سنگ رخام صافى تراشيدهاند و بر سر آن مناره صورت آدمى از مس ساختهاند كه بر كرسى نشسته و همواره رو بسوى آفتاب دارد و از روى آنصورت روئين آب بيرون ميآيد و تا ده ارش را از اين مناره فرومىريزد و ناپيدا ميگردد چنان كه يك قطره بر زمين نميچكد و اينمعنى را خلايق به عين اليقين مشاهده ميكنند و بر اطراف مناره كه آب از او فرومىريزد چيزى سبز مانند گياه مشاهده مىشود و در هيچ فصل نه در تابستان و نه در زمستان بطراوت