تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 832

مساهمون:

ص٨٣٢
گز و بر سر آن ستونها ميخهاى زرين و سيمين و سقف مرتب كردند و در هر قصريكه بنا نهادند حوضى ترتيب دادند از طلاى احمر و گلاب بجاى آب روان در حوضها كردند و بجاى سنك‌ريزه در آنحوضها جواهر و لآلى ريختند و بر زبر آنسقف قصرها و كوشكها تمام كردند و بر هر سطح كوشكى غرفهء ساختند و آنغرفه بجواهر نفيسه مزين گردانيدند و بر اطراف و بر اكناف آنقصور چهار باغى از مشك و عنبر مهيا كردند و فيروزه و شكوفه از مرواريد و ياقوت و ميوه از طلاى مرصع و جواهر و بر آنحصار زرين چهار هزار دروازه نصب كردند و بر هر دروازه و درى دو مصراعى هريك در طول صدارش و در عرض بيست ارش از طلاى احمر مرصع بلعل و ياقوت و انواع جواهر و آنحصار مشتمل بر صد برج بود و از هر برجى تا برجى هزار مناره گردانيدند هريك در طول پانصد ارش و اصل منارها از طلا بود و بجواهر مزين ساخته بودند و آن منارها بجهة مسكن پاسبانان ترتيب يافته بود تا در هر مناره پاسبانى ساكن باشد و بشرايط حفظ و حراست مشغول باشد و همچنين شداد فرمانداد تا در مجموع ربع مسكون گشته قاليهاى زربفت و پردهاى مرصع مهيا گردانيده به آنجا نقل نمودند و حكم كرد تا در ممالك محروسه هر پسرى زيباروى و دخترى مشكين‌موى سيم‌اندام باشد جمعكرده بآنعمارت برند تا بعوض حور و غلمان ساكن گردد و اين بناى رفيع در مدت پانصد سال باتمام رسيد و شداد شرط كرده بود كه مادام كه آن بهشت باتمام رسد قدم در آنجا نهد چون شنيد كه اين موضع خرم تمام شده است بخوشحالى تمام و نشاطى مالا كلام عزم آنطرف كرده و در بعضى از كتب به نظر رسيده كه شداد فرمود تا هزار كس كه از اكابر امراى او بودند هريك در آنشهر قصرى رفيع بجهة خود مهيا گردانيدند آنگاه با امرا و اركان دولت و خدم و حشم متوجه آن باغ خرم شده چون بمدينه ارم نزديك رسيده حصار شهر بنظرش درآمد با خواص خود خطاب كرد كه آنچه هود ما را در آخرت وعده ميداد در دنيا نصيب ما شد و چون بدروازهء آنشهر رسيدند خواست كه قدم بدرون نهد صوتى هايل و آوازى مهيب از جانب آسمان بسمع او و اتباع او رسيد چنانچه از مهابت آنحالت زهره او جمله آب شده و از دروازهء بهشت روى بدوزخ نهادند و آفريدگار جل ذكره آنشهر را از نظر خلايق مخفى و مستور ساخت و گاه باشد كه سياحان دشت و صحرا بدانجا گذرند و از دور علامت آنشهرستان به نظر ايشان درآيد و چون نزديك رسند هيچ نه‌بينند ذلك تقدير العزيز العليم در تفسير آورده‌اند