مصداق اينمقال آنكه از اسباب شوكت و عظمت و ادوات رفعت و حشمت از اسكندر مناره و از انوشيروان ايوانى باقى مانده و اكابر گفتهاند كه « شرف الرجل بنائه و ابنائه و همة المرء داره و جاره » يعنى شرف مرد از رفعت بناء و نجابت اولاد او معلوم توانكرد و همت آدمى را از وسعت خانه و منزل او قياس نمودند و از جملهء عمارات خرم و بناهاى عالى و اساسهاى معظم كه در جهانست هيچ عمارت بتكلفتر از بهشت شداد كه آن را باغ ارم خواندند نبوده است و نيست و در تفسير آوردهاند كه شديد و شداد دو برادر بودند مستولى بر ممالك مصر و شام و بروايتى شداد كه بعد از برادرش شديد بر جميع معموره جهان فرمانروا چه خواهرزادهء خود ضحاك بن علوانرا بر ولايت عجم فرستاد و او بر جمشيد استيلا يافته ملك ايرانرا در حيز تصرف درآورد و فرمان شداد نيز بر آنولايت نافذ گرديد بالجمله حضرت هود نبى كه باهل زمان بتخصيص بر قوم عاد مبعوث بود پيوسته بمجلس شداد تشريف حضور ارزانى داشته او را بوحدانيت الهى و اطاعت او امر و نواهى جلال پادشاهى ترغيب و تحريص ميفرمود شداد بر زبان آورد كه اگر من بوحدانيت خدا جل ذكره معترف شوم حضرت بخشندهء بىمنت در برابر اينخدمت مرا چه مزد دهد هود فرمود كه جنت مخلد و بهشت مؤبد و فصلى مشبع از توصيف جنان و تعريف روضهء رضوان در تحت عبارت آورد شداد جواب داد كه اينمعنى خود سهلست چه من قادرم كه خود در اين جهان بجهة خود بهشتى مرتب سازم پس فرمان داد كه تا هزار سوار از اهل بصارت و كفايت در معمورهء ولايت گشته زمينى پيدا كنند كه بجسب آبوهوا بهترين مواضع و خوشترين اماكن باشد آنطايفه در زمين شام موضعى اختيار كردند كه آبوهواى روحافزاى او از نسيم جنان و هواى بهشت جاودان ياد مىداد و چون آنموضع معين شد حكم كرد كه شهرى مربع طرح اندازند كه دور آن چهل فرسنك است هر جانبى ده فرسنك و مهندسانرا فرمود تا آنزمين به آب رسانيدند و بسنك يمانى و احجار ديگر مثل حجر سماق و رخام آن بنا را با زمين هموار ساختند و ديوار آنشهر را از خشت طلا و نقره طول آن پانصد ارش و عرضش بيست ارش و حكم كرد كه در جميع ربع مسكون هر زر و جواهر كه حاضر بود آوردند و از كانها آنچه ميسر و مقدور بود استخراج كردند و در ميان آنشهر قصرى بنا نهادند مشتمل بر سيصد و شصت هزار ستون از طلا و نقره و سرهاى ستونرا بزبرجد و ياقوت مرصع كردند طول هر ستونى صد
زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 831
مساهمون: مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )
ص٨٣١