تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 802

مساهمون:

ص٨٠٢
مشهور گرديده و دور بارويش ششهزار و نهصد گام بود و بسنهء . . . آن نيز بزلزله خراب شد بگوشه ديگر شهر ساخته و آنشهر در پيش كوهى نهاده است بر جانب قبله و دور بارويش پانزده هزار گام است و آبش از قنوات و آب رود از كوهيكه ميآيد در شرقى نيشابور است و آنكوه بغايت بلند است و از كوه تا به شهر دو فرسنگ بيش نيست و بر اين دو فرسنك در اين رودخانه چهل آسياگردان كرده‌اند و آنچنان شده است كه در يكساعت چند خروار گندم آرد مىشود و بر جانب شمال كوه پرگريوه چشمه‌ايست كه آن را چشمه سبز گويند امير چوپان بر سر آنچشمه كوشكى ساخته‌اند و در شب جمعه آوازهاى هايل از ميان چشمه ظاهر مىشود و از آبادانى تا اين چشمه پنجفر سخست و پارسايانرا شب بر كنار چشمه احيا داشته‌اند و مشاهده كرده‌اند كه شتر آبى و گاو آبى و آدم آبى از چشمه بيرون آمده و چريده است و مرقد شيخ فريد الدين عطار و عبد اللّه مبارك در آنجا است و بحدود چشمه سبز و طوس بحيره‌ايست كه آن را بحيرهء چشمه سبز ميگويند دورش يكفرسنگ باشد و هيچ ملاحى بقعرش نميرسد و از آن بحيره دو جوى برداشته‌اند هريك بيست آسياگردان كه به نيشابور ميرود و از اين بحيره اسبى بيرون آمده يزدجرد اثيم پدر بهرام گور را با لگد بكشت و آب آن بحيره شيرينست و خوش‌طعم و صاحب عجايب المخلوقات گويد كه رافع بن هرثمه خواست كه قعر آن را بداند ملاحانرا فرستاد ايشان بعد از غوص بسيار گفتند كه هزار گز بته رفتيم و بقعرش نرسيديم و اكنون نيشابور روى به خرابى نهاده و در اين ايام حشم اوزبك بر آنجا استيلا يافته و خرابى بر خرابى افزوده‌اند

اسفرائين

از اقليم چهارم است و شهرى وسط و به مسجد جامع آنجا كاسهء بزرگست دورش دوازده زرع هوايش معتدلست و درخت جوز بسيار دارد و توابع آن قنوات دارد

بيهق

ولايتيست و شهرستان آن سبزوار است و سبزوار از اقليم چهارم است در قديم شهر وسط بوده و در زمان خاقان مؤيد مغفور كرة بعد اخرى بر آنشهر استيلا يافته قتل عام كردند و به كلى خراب شد هوايش معتدلست و بازارهاى فراخ خوب دارد و طاقى از چوب بسته‌اند كه چهار سوى بازار است حاصلش غله و ميوه است و چهل پاره ديه توابع آنست و مردمش از قديم الايام شيعهء اثنا عشريند پياز شهرى وسط است جوين ولايتست

جاجرم

از اقليم چهارم است و شهرى وسط و در حوالى يكروزه راه گياه زهردار است حمد اللّه مستوفى گويد كه در آنجا قلعه‌ايست و در
زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 802 | مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )