از اقليم سيم است و حاصلش غله و پنبه و خرماست كمستان شهرى كوچك است
ولايت قهستان و نيمروز و زابلستان
و آن شش شهر است و هوائى معتدل دارد و حدود آن بولايت مغاره و خراسان و ماوراء النهر و كابل پيوسته است و دار الملكش سيستانست
سيستان
ولايتى طويل و عريض است از اقليم سيم جهان پهلوان گرشاب ساخته بر ريك موسوم نموده و به راه ريك روان نزديك است درياچه زرهبندى عظيم ساخته است تا شهر از آسيب ريك مصون مانده است و بهمن بعد از تخريب عمارت كرده سنكان نام كرد و شكستكان عوام نام كردند و عرب اين لفظ را معرب ساخته سجستان گفتند و بمرور سيستان شد هوايش بگرمى مايلست و آبش از هيرمند و باغستان در او بسيار است و ميوهء بيشمار
قهستان
شانزده ولايت است
ترشيز
از اقليم چهارم است بهمن بن اسفنديار ساخت شهرى كوچك و گرمسير و آبش از كاريز است و ديه بسيار دارد و معظم قراى آن كشمر بوده و در آنولايت در قديم سروى بوده كه به بلندى و عظيمى آن در ربع مسكون هيچ درختى نشان ندادهاند گويند كه جاماسب حكيم آندرخت را نشانده فردوسى گويد :
يكى شاخ سرو آوريد از بهشت * به پيش در ترشز اندر بكشت
گويند كه اصناف طيور در شاخهاى آنخانه ساخته بودند بموجب فرمان متوكل عباسى چون آندرخت را انداختند چند خروار خاشاك از آشيانهء مرغان جمع آمده و در ولايت ترشيز چند قلعهء حصين است قلعهء پردار و ميكال و آتشگاه و مجاهد - آباد و از اينولايات غله به نيشابور و سبزهوار مىبرند
تون
از اقليم چهارم است در اول شهرى بزرگ بوده و اين زمان آنچنان نماند بر وضع شهر چين ساختهاند كه اول حصارى بغايت بزرگ برآورده و خندقى عميق بىآب ترتيب دادهاند و بازار در گرد حصار ساختهاند و خانها در گرد بازار و باغات بر گرد خانها و غله بر گرد باغات و بر گرد غلهزار بندى بستهاند كه آب باران ميگيرند و به آن غله را ميپرورند و در آن بندها خربزه بىآب زراعت ميكنند بغايت شيرين مىباشد آبش از كاريز است و هوايش معتدلست و حاصلش ميوه و ابريشم و غله
كنايد
شهرى كوچك است بسر كوه زر ساخته و حصارى محكم دارد و آبش از كاريز است و چاه اول كاريز پانصد گز است و بعضى تخمينا هفتصد گز باشد و چند موضع از توابع كتايد است و آب مجموع