از كاريز است و چهار فرسنك طول كاريز است و از طرف جنوب بشمال ميرود حاصلش مانند تونست
دشت بياض
ولايتيست قصبه آن را فارس گويند و نسبت بتون ييلاقست
بركند
قصبهايست و در آنجا زعفران بسيار مىباشد و چند موضع توابع دارد ، زير كوه ولايتست و سه قصبه دارد
طينس سينا
از اقليم سيم است شهرى كوچك است و گرمسير و آبش از كاريز است و در آنولايت چاهى بوده است كه هركه از خاك آنمقدار دانهء جاورس ميخورده همان لحظه ميمرده است در زمان سلطان محمد خدابنده آنچاهرا انباشتهاند و هم در آنولايت چاهيست كه در زمستان آب بسيار در آن ميرود و در تابستان بيرون ميآيد كه زراعت ميكنند و چاهى ديگر هست كه چون در آنجا نگاه كنند شكل ماهى مينمايد
قاين
از اقليم چهارم است و حصارى محكم دارد و چند كاريز آب در درون شهر است در زير زمين چنان كه در اكثر خانها سردابها ساختهاند و حاصلش زعفران و غله و ميوه است و مردم آنجا سياهچردهاند و هركسرا آلات حرب مهيا است
مؤمنآباد
ولايتى است و چندپاره ديه دارد و قلعهء مستحكم
ولايت زال
ولايتيست عريض زاول شهرى بزرگست و گرمسير و در او ميوها بسيار و شكارگاهى خوب دارد فيروزكوه در معجم البلدان آمده كه قلعهء حصين است
غزنين
از اقليم سوم است طولش باك و عرضش از خط استواحاى چونعرض بغداد است شهرى كوچكست و هوايش سردسير و اگر تغيير هوا بسبب عرض بلد بودى بايستيكه اين دو شهر يكهوا داشتى ليكن تغيير هوا بسبب نشيب و فراز زمين است هرجا كه بلندتر است سردتر است
ميمند
از اقليم سوم است شهرى وسط و گرمسير است
ولايت خراسان
در آن چهار بلوكست حدودش بقهستان و فارس و مازندران پيوسته است و خوارزم
بلوك نيشابور
نيشابور از اقليم چهارم است طهمورث ديوبند آغاز عمارت كرده خراب گشته بود اردشير شهرى ساخته شاپور ابن اردشير حاكم خراسان بود آنشهر را از پدر طلبيده و اردشير مضايقه نمود شاپور مردى غيور بود ، در آنموضع كه طهمورث شهر ساخته بود و خراب شده بلدهء طرح انداخته نيشابور موسوم گردانيد و دور بارويش ده هزار گام بوده و بر شيوه رقعهء شطرنج هشت قطعه در هشت قطعه نهاده و از زمان اكاسره تا آخر عهد طاهريه دار الامارهء خراسان و بلخ هردو بوده و چون يعقوب بن ليث صفار استيلا يافت نيشابور را دار السلطنه ساخته و سنه خمس و ستمائه آنشهر بزلزله خراب شد و در پهلوى آن بلدهء ديگر ساخته بشاد باج