انگور فخرى و خربزه بغايت نيكو است در حين حكومت ملوك غور در هرات دوازده هزار دكان آبادان و ششهزار حمام و كاروانسرا و طاحونه و 444000 خانهء مردمنشين داشته و در عهد سلطان حسين بايقرا در يك حرفهء خبازى روزى بيست و يكمن تخمه بر روى نان مىكردهاند باقى آبادانى بر اين قياس بايد كرد و در اين روزگار حشم اوزبك در آنجا استيلا يافتهاند اميد كه بارديگر به تصرف گماشتگان ديوان اعلى درآيد الحمد للّه و المنه كه نيست و نابود شدند
اسفندار
شهرى وسط است و توابع دارد
قوشخ
از اقليم چهارم است طولش از جزاير خالدات صدمه و عرض لدبه شهرى كوچك و مواضع معتبر از توابع آنجاست و صد نوع انگور خوب دارد و خربزهاش نيكو است و آسياهاى آن از باد ميگردد
باخزر
ولايتى است از اقليم چهارم و اهل آنجا سنىاند
بادغيس
از اقليم چهارم است ولايت دهستان از توابع آنجاست و در آنشهر ولايتى است كه مجموع درخت فستق است و پنجفرسنگ در پنجفرسنگ تقريبا مردم در آنجا رفته بجهة خود ججع كنند از عجايب حالات آنكه اگر شخصى قصد فستق ديگرى كند خر او را در همانشب گرك مىخورد
جام
از اقليم چهارمست و شهرى وسط است و قريب به دويست پاره ديه و مزارونده جام در آنجاست
خست
شهرى وسط است و پنجاه پارچه ديه دارد
خاف
ولايتى است و قصبات آن سنجان در وزن و سلام از توابع آنست و مردم آنجا حنفى مذهبند و در آنجا ابريشم و روناس بسيار حاصلگردد
راده
ولايتى است قصبهء آن زاده است و پنجاه پاره از توابع آنست و مزار شيخ قطب الدين كه مقدم حيدريانست در آنجا است ولايت و شهرستان آن را آهنگران گويند
غرجيان
از اقليم چهارم است و پنجاه ده از توابع آنست و مردم آنجا ببلاهت منسوبند
بلوك بلخ و طخارستان
و ختلان و باميان اما بلخ از اقليم چهارم است طولش از جزاير خالدات عاها و عرضش از خط استوا لوه كيومرث بنياد آن نهاده طهمورث باتمام رسانيده و لهراسب بارو كشيده شهرى بزرگست و گرمسير و هوايش در سازگارى وسط از ميوههاى آن خربزه نيكو است سلطان ملكشاه در رسالهء خويش آورده كه ايشان را غيرتى نميباشد
ناميان
از اقليم چهارم است و هوايش سردسير و در عهد چنگيز خان بسبب آنكه پسرش جغتاى خانرا در عين محاصره به تير زدند به كلى خراب شد و اكنون فى الجمله عمارتى دارد جورجانان ولايتى است از اقليم چهارم و هوايش معتدل ختلان از اقليم چهارم است شهرى بزرگ بوده