تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 805

مساهمون:

ص٨٠٥
و اكنون خرابست طالقان از ولايت طخارستان است شهرى كوچك است و اكثر اهل آنجا جولاهند

فارياب

از اقليم چهارم است كيقباد كيانى ساخته هوايش گرمسير است و در آنجا زعفران بسيار است و قصبات بسيار از توابع آنجاست معلم ثانى ابو نصر فارابى از آنجا خاسته

كالف

شهرى كوچكست بر كنار جيحون و رود جيحون را نيز آب آمويه گويند و شرقى ايرانست و از جنوب بشمال ميرود و يك شعبهء آن از كوههاى تبت و شعبهء از جبال بدخشان و شعبهء از چغانيان و ديگرى از ختلان برميخيزد تا بهم مىپيوندد بهر شعبهء چند آب ديگر ملحق شود و بعضى ازين شعب بر بلاد بلخ و ترمد ميگذرد و چون بهم جمع شوند از درهء كه آن را تنك دهان شير ميخوانند بنزديك قريهء بوقنه از توابع هزار اسب بيرون ميآيند و آن دره در ميان دو كوه است چنان آنكوهها بهم نزديك شده‌اند كه بين الجبلين صد گز فاصله زياده نيست و آبى از اين عظيمى از ميان اين دو كوه بيرون ميريزد و در تك پنهان مىشود و بر آن امكان عبور نيست و از جيحون نهرهاى عظيم برداشته‌اند و بر آن زراعت بسيار كرده مثل نهر هزار اسب و گردان و نهر جيره و كاخواره و غيرهم و هريك از اين نهر گذار اسب نميدهند و بعضى از اين نهرها ببحيرهء خوارزم منتهى مىشود و عمود آب جيحون از خوارزم گذشته از عقبه مسلم كه تركان او را كوز لاوى گويند فروميريزد و سه فرسنك آواز آن به گوش سامعان ميرسد و بعد از آن به دريا ميريزد و طول اين رود پانصد فرسنك است و اين آب در زمستان چنان يخ مىبندد كه قوافل بر بالاى آن ميگذرد و بارويش سه هزار گام است هوايش نيكو است و ميوهء فراوان دارد

ولج

قلعه‌ايست بر بيست فرسنگى بلخ بر كوهيكه هشت فرسخ دور اوست و بر آنجا راه نيست الا يك راه بر فراز آنجا آب و گياه بسيار است

بلوك مرو شاهيجان

مرو از اقليم چهارم است عرضش از خط استوا لوم كهن و زمرور از اقليم چهارم است و طهموث عمارت كرده و شهر مرو را اسكندر رومى بنا و ابو مسلم مسجد جامعى در آنجا ساخت و در جنب آن دار الامارهء عالى برافراخت سلطان ملكشاه سلجوقى مرو را حصارى كشيد كه دورش دوازده هزار و سيصد گام بود در آنجا غله بغايت نيكو ميآيد گويند يكمن غله كه در آنجا زرع كنند در سال اول صد من حاصل آيد و در سال دوم غلهء كه در وقت درو پاشيده باشى سى من و در سال سيم ده من هوايش متعفن است و در او بيمارى بسيار مانند سكان شهر لار ساكنان آنجا نيز به علت رشته
زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 805 | مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )