آبش از عيون و قنواتست و مردم او پاكدين و نيكو اعتقادند در مسالك الممالك مسطور است كه هركه در بحرين مقام كند سپرزش بزرگ شود و ايرون و خارك نيز دو جزيرهء معمورند
ولايت شبانكاره
شش موضعست و مجموع گرمسير حدودش بولايت فارس و كرمان و بحر فارس پيوسته است حدود ديوانيش در عهد سلاجقه دويست تومان خانى بود و در عهد معول بيست و شش تومان و ششهزار دينار بوده است
ايج و زركان
قلعه ايج در زمان قديم ديهى بوده و حبوبه در زمان سلاطين سلاجقه آن را شهرى گردانيد و اكنون بدستور اول ديهيست بزرگ اما موضعى خوشهواست و باغات بسيار دارد و ميوهء بيشمار و در آنجا كمان نيكو ميسازند
اصطهبانات
قصبهء پر درخت است و هواى معتدل دارد و در او انواع ميوها باشد برك و طارم دو قريهء بزرگند بر سر حد كرمان
نيريز و بوانات
دو شهر وسطاند و در آنجا كشمش بسيار مىباشد
دارابجرد
از اقليم سوم است داراب بهمن اسفنديار ساخته شهرى مدور بوده است چنان كه اگر بپرگار ملاحظه نمايند تفاوت در او نباشد هوايش گرمسير است غله و خرما در او نيك آيد و در آنحدود كوهيست كه بهفت رنك نمك در او مىباشد و جنود رستاق و جندوه از توابع آنجا است
لار
شهرى بزرگست ولايت بسيار از توابع آنجاست و حاكم علاحده دارد حاكم آنجا باجگذار اعليحضرت شاهيست و در سنه ثلاث و الف هجرى زلزله شده مجموع عمارت شهر لار و قلعه آنجا خراب شده شدت زلزله بسرحدى بود كه مردمى كه فرار مينمودند و از شهر بصحرا ميرفتند در اثناى راه زمين شكافته شده ايشانرا فروميگرفت
ولايت مكران و كرمان و هرموز
و آن يازده شهر است حقوق ديوانيش در عهد سلجوقى هفتصد و هشتاد دينار بوده است و در زمان مغول شصت و هفت تومان و شش هزار و پانصد دينار خانى بوده
كرمان
بكرمى منسوبست و مشهور است كه هفت ديار داشته است و حكايات آن در شاهنامه مسطور است و اكثر آنديار معتدل الهواست حدودش بمكران و شبانكاره و عراق عجم و قهستان پيوسته است
كواشير
دار الملك كرمانست از اقليم سيم است طولش از جزاير خالدات حب لب و عرضش از خط استوا لط در تاريخ كرمان مسطور است و اكثر آنديار معتدل - الهواست و گشتاسب در آنجا خانه ساخته و اردشير قلعه ساخته و يزدشير خوانند طالع