تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 701

مساهمون:

ص٧٠١
بر او نوحه ميكردند طلحان از ايشان نشان برادر قتيبه پرسيده نزد وى رفته نوشتهء قتيبه بوى نمود آنجوانمرد فى الفور صد شتر تسليم نموده لشكر جمعكرد و از برادر معديكرب و قيس بن معديكرب استمداد نمود قيس گفت اگر در زير علم من سير كنى ترا مدد كنم ام كلثوم خواست كه امتناع نمايد اقارب او را از اين سركشى منع كردند و قيس با بنو زبيد و سپاه يمن با بنو عقيل محاربه نموده ايشانرا شكسته گردانيد و قتيبه را از دل اسر خلاص ساخت

حكايت : ابو معمر بغدادى گفت نوبتى از مهمى كه داشتم معزول شدم

و ابواب دخل مسدود مانده وجوه اخراجات متعذر گشت چندانكه سعى نمودم كه از ديوان خليفه معتصم شغل و عمل به من حواله شود ميسر نگشت خليفه بغزاى روم رفته من نيز همراه اردوى او شدم و در راه به خدمت اكابر و اعالى تردد مينمودم كه شايد يكى از بزرگان مرا دبير خود سازد صورت نبست و هيچكس التفاتى به من ننمود و هرچه از نقود و عروض داشتم بالتمام در وجه اخراجات يوميه مصروف گشت و من متحير فروماندم روزى غلام آمده گفت اى خواجه امروز وجه اخراجات از كجا علاج كنم لحظهء تأمل و تفكر نموده بخاطرم آمد كه لگام اسب من مقدارى طلا دارد ، غلام را گفتم آن را ببازار برده به فروش و بيكدانك نقره لجامى خريدارى نماى ما را از آنوجه برهء شير مست و يكصراحى شراب و چند من نان مبيده و قدرى نقل بيار كه امروز بعيش و طرب بگذرانيم و فردا چون بيايد روزى خود بياورد غلام ببازار رفته از اشياء مذكوره آورده در خانه را بسته به بريان ساختن بره اشتغال نمود در اين اثنا در خانه را به قوت هرچه تمامتر زدند غلام در باز كرده جمعى از لشكريان بدرون خانه آمدند و وزير خليفه محمد ابن عبد الملك الزباب و حاجب بزرگ ، ابو معمر گويد به خدمت ايشان رفتم و مراسم تعظيم بجاى آورده در پيش ايشان ايستادم و سپاهيان ميان سرايرا گرفته ميكندند و ابو معمر از هرجا سخنان ميگفت و اشعار ميگفت بعد از لحظهء وزير گفت من گرسنه شدم ابو معمر برخاسته آن برهء بريانرا پيش آورد و ايشان باشتهاى تمام از آن بريان تناول نمودند و بر زبان آورد كه اگر صراحى شراب دارى بيار تا ضيافت تو تمام باشد ابو معمر صراحى شراب پيش برده ساقى شد وزير بعد از آنكه پيالهء چند كشيده بخار شراب بكاخ دماغش صعود كرد از ابو معمر پرسيد كه حال تو چيست ابو معمر قصهء خود را چنانچه گذشت تقرير كرد مقارن اينحال جماعتى كه بحفر ميان سراى مشغول بودند تكبير
زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 701 | مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )